حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
گفت : انا ابو عبدالله ما حککت قرحة الا ادمیتها [١] . علی ( ع ) به
زبیر در " جمل " فرمود : « لعن الله اولانا بقتل عثمان » [٢] .
علی ( ع ) همانطور که با سایر خلفا رفتار میکرد با عثمان رفتار میکرد ،
از نصیحت و خیرخواهی عموم دریغ نمیکرد ، در وقتی که عثمان محصور بود هم
راه صلاح را به او نشان داد و هم به او آب و آذوقه رساند . ولی معاویه با
نیروی عظیم خودش در شام بود و از فتنه و مقدمات و نتایج فتنه هم آگاه
بود و عثمان هم از او استمداد کرد و او قادر بود انقلابیون را تار و مار
کند [٣] ولی فکر کرد از کشته عثمان بیش از زنده عثمان میتواند
بهرهبرداری کند ، نشست تا خبر قتل عثمان رسید ، آنوقت فریاد او عثماناه
را بلند کرد ، پیراهن عثمان را بر چوب کرد و بر منبر گریه کرد و اشکها
از مردم گرفت و این آیه قرآن را شعار قرار داد : « و من قتل مظلوما فقد
جعلنا لولیه سلطانا ». صدها هزار نفر دعوت او را برای خونخواهی خلیفه
مظلوم اجابت کردند . اینجا بود که توانست عامل دیانت را هم به عامل
ثروت و منصب اضافه کند [٤] و تمام قوا را در
[١] [ ترجمه : من ابوعبدالله هستم ، هیچ زخمی را نخراشیدم جز اینکه خونش انداختم ] . [٢] [ ترجمه : خدا لعنت کند آنکس از ما را که به قتل عثمان اولویت دارد ] . [٣] در جلد ٣ نهج البلاغة ص ٢٠٠ نامه به معاویه ، مینویسد : فاما اکثارک الحجاج فی عثمان و قتلته فانک انما نصرت عثمان حیث کان النصر
لک و خذلته حیث کان النصر له » . [ و اما جدال بسیار و پرگفتن تو درباره عثمان و کشندگان او : تو عثمان را هنگامی یاری کردی که به نفع خودت بود و هنگامی که برای او سودمند بود او را یاری نکردی ] . در این جملهها سیاست معاویه خوب روشن شده . [٤] و به عبارت دیگر قدرت دیانت را هم برقدرت سیاست و ثروت بیافزاید و مردم را یعنی پیروان علی ( ع ) را ، هم تحت فشار مادیات قرار دهد و هم تحت فشار معنویات >