حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
نگذاشتند ، حاضر شد نزد یزید برود نگذاشتند ، بنابر این راهی جز کشته شدن نداشت ، امر دائر بود که ذلیلانه به دست ابن زیاد کشته شود یا غیر ذلیلانه ، او راه غیر ذلیلانه را اختیار کرد ولی " مسلم " گول امان ابن زیاد را خورد و ذلیلانه کشته شد ! بنابر این هیچ شأن و مقام و حماسهای برای امام باقی نمیماند ! آقای صالحی مینویسد اگر به امام اجازه میدادند که به شام برود میرفت و بیعت هم میکرد و این بیعت ضرری نداشت . امام وقتی بیعت نکرد که خیال میکرد میتواند خلافت را از یزید بگیرد اما وقتی که دید نمیتواند ، حاضر بود بیعت هم بکند . و مدعی است که امام سجاد بعدها با یزید به وسیله مسلم بن عقبه بیعت کرد . ( این منافات دارد با آنچه در نمره ٥ و نمره ٧ نقل کردیم ) . ١٦ - نامه اکابر اهل کوفه به امام حسین به این مضمون است : اما بعد فالحمد الله الذی قصم عدوک الجبار العنید الذی انتزی علی هذه الامة فابتزها أمرها ، و غصبها فیئها ، و تأمر علیها بغیر رضی منها ، ثم قتل خیارها ، و استبقی شرارها ، و جعل مال الله دولة بین جبابرتها و أغنیائها ، فبعدا له کما بعدت ثمود ، انه لیس علینا امام فأقبل لعل الله یجمعنا بک علی الحق . این نامه را طبری ، " الامامة و السیاسة " ، " کامل " ابن اثیر ، " ارشاد " مفید ، " مقتل " خوارزمی و غیره نقل کردهاند .