حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١
خطی ) مدعی میشود که قبل از تقاضای بیعت از امام ، امام قصد مخالفت
نداشت و اگر چنین تقاضائی از او نمی کردند او هرگز قیام نمیکرد همچنانکه
در زمان معاویه نکرد و در نامهای که " رجال کشی " طبع نجف ص ٤٩ و "
الامامة و السیاسة " جلد ١ ص ١٨١ نقل کردهاند ، امام در آخر نامه خود
نوشته است : " « و ما ارید لک حربا و لا علیک خلافا » " [١] و فرقی
میان دو حکومت " معاویه و یزید " نیست .
جواب این است که اولا میان دو حکومت از نظر شرائط قیام که دومی
حکومتی نو بنیاد بود و سکوت در مقابل او مداهنه تلقی میشد بر خلاف
حکومت معاویه ، و هم از نظر شرائط واقعی که حکومت معاویه حکومت بی دین
و عاقلی بود بر خلاف حکومت یزید ، و لهذا حکومت یزید بیشتر از معاویه
تحت تأثیر مسیحیها بود ، [ تفاوت بود ] . ثانیا [ این امر ] با جمله
خود امام که
[١] [ و من تصمیم جنگ با تو و خلاف بر تو را ندارم ] ولی آقای غفاری در صفحه ١٤ مقدمه " بررسی تاریخ عاشورا " مینویسد که امام در جواب نامه معاویه نوشت : " من ترک نبرد با تو را تقصیر میشمرم و خود را در سکوت و عدم قیام علیه تو مسئول خدا میدانم " جمع دو مطلب به این است که امام انتظار فرصت میکشیده است . در صفحه ٧٣ کتاب " بررسی تاریخ عاشورا " آمده است که معاویه هنگام خروج امام حسن ( ع ) از کوفه به مدینه پس از صلح ، نوشت که تو باید اول به جنگ " فروش بن نوفل خارجی " بروی ، سپس بروی به مدینه . امام در جواب نوشت : " لو آثرت ان اقاتل احدا من اهل القبلة لبدات بقتالک فانی ترکتک لصلاح الامة و حقن
دمائها » " ( ١ ) . با توجه به اینکه احیانا قتال اهل قبله واجب میشود ، معلوم میشود صلح امام حسن صلح مسلح بوده است ، و از اینجا وحدت مشی حسنی و حسینی روشن میشود . [١] [ و اگر من ترجیح دهم که با یکی از اهل قبله بجنگم به جنگ با تو دست میزنم ، زیرا که من به خاطر صلاح امت و حفظ خون آنها دست از تو بازداشتهام ] .