حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠
کور باطنی ابوسفیان است .
اما اینکه چگونه شد که حزب اموی که در [ دوره ] اسلام به صورت حزبی
فعال و مدیر درآمدند ، بر حکومت اسلامی مسلط شدند ؟
مقدمه این مطلب را باید بگوئیم که یک جامعه نوساز و نوبنیاد نمیتواند
یکدست و یکنواخت باشد هر اندازه عامل وحدت آنها قوی باشد [١] .
جامعه نو بنیاد و تازهساز اسلامی هر چند در زیر لواء توحید و پرچم لا اله
الا الله وحدت نیرومندی پیدا کرده بود و اختلاف رنگها و شکلها را به
صورت معجزآسائی از بین برده بود ، در عین حال طبیعی است که مردم مختلفی
که از نژادهای مختلف و عناصر مختلف و با طبایع و عادات و اخلاق و آداب
و عقائد گوناگونی پرورش پیدا کرده بودند ، همه افراد در استعداد قبول
مسائل دینی و پذیرش تربیت دینی یکسان نیستند ، یکی قوی الایمان است و
یکی ضعیف الایمان ، و یکی در شک و کفر و الحاد باطنی بسر میبرد ، و به
همین دلیل اداره همچو جمعیتی بر اساس
[١] و آیا از همین جا نمی توان گفت که بهتر این بود که شتاب نمی شد و به فتوحات پرداخته نمی شد ، صبر میشد به طور طبیعی اسلام از دیوارها نفوذ کنند ؟ اثر این شتابزدگی همین شکافها و اختلافهائی است که هست . پیغمبر هم اصلا وصیت نکرد که بعد از من فتوحات کنید با آنکه انواع وصیتها کرد . در ذائقهها فتوحات شیرین است اما معلوم نیست مورد تصویب عقل باشد . هیچ معلوم نیست که علی ( ع ) اگر خلیفه میشد این فتوحات را تصویب میکرد ، همانطوری که بعد از حکومت به اصلاح داخل پرداخت ، و به علاوه همین فتوحات منشأ فساد اخلاق اعراب شد . پس این عجله از طرفی جامعهای نامتجانس درست کرد و از طرفی جنس اعراب را فاسد کرد .