حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
موردی که حکومت فاسد است و فقط به دلیل عدم امکانات ، شخص نباید قیام
کند ، دلیل نمی شود که در صورت قیام ، کشتن او از طرف هیئت حاکمه جایز
باشد .
ثانیا شق سومی در کار است و آن اینکه امام حسین به حکم دستورهای کلی
اسلام قیام کند . اینگونه قیامها مشروط به این نیست که شرائط آنچنان
فراهم باشد که به ثمر رسیدن قطعی باشد ، احتمال به ثمر رسیدن هم کافی
است . به علاوه در صورت به ثمر نرسیدن هم ضرری به اسلام وارد نمی آمده
بلکه جامعه را یک قدم به سوی ثمر و نتیجه نزدیک کرده است . از کلمات
خود امام هم همین تردید بر میآید ، چنانکه از جملهای که در جواب "
فرزدق " شاعر هنگام خروج امام از مکه فرمود که : « و ان حال القضاء دون
الرجاء فلن یتعد من کان الحق نیته و التقوی سریرته » [ آشکار است ] [١] .
شق چهارم اینست که با علم به کشته شدن قیام کرد ، ولی علم به کشته شدن
غیر از علم به به ثمر نرسیدن و بی نتیجه ماندن است . زیرا اگر نتیجه
منحصر باشد به به دست گرفتن زعامت ، با کشته شدن ، نهضت عقیم میماند ،
اما اگر هدف ، متزلزل کردن حکومت اموی و تفکیک آنها از اسلام و احیاء
سنت امر به معروف و نهی از منکر باشد ، کشته شدن مساوی بی ثمر ماندن
نیست [٢] .
[١] ارشاد مفید ص . ٢١٨ و در آن " فلم یبعد " آمده است . [٢] همچنانکه در عصر خود ما میبینیم افرادی به عنوان اعتراض و به خاطر اینکه آتش انقلاب را روشن کنند ، خود را آتش میزنند و در حقیقت خود را " آتش گیره " میکنند . هر چند در اسلام اینطور کشته شدن جایز نیست ، اما اطمینان به کشته نشدن هم لازم نیست . کار قیس بن مسهر صیداوی و عبدالله بن یقطر از این قبیل بود .