حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦١
نبودند توهم آنها را رها کن . این منطق منطق معامله است . منطق امام نه
منطق غدر و کید بود و نه منطق معامله و همکاری انتفاعی ، صرفا منطق ایثار
و عقیده و شهادت در راه عقیده بود . بشر یا منطق مکر دارد مثل اغلب
سیاسیون دنیا ، یا منطق معامله دارد مثل احزاب سیاسی امروز ، یا منطق
فدا و عقیده دارد مثل نوادر خلقت از قبیل امام حسین علیه السلام .
« فقال له الحسین : یا ابن عم انی اعلم انک ناصح مشفق » [١] برای
شخص من و مصالح شخص من - « ولکنی قد أزمعت و أجمعت علی المسیر » [٢]
. مقصود حضرت این نیست که گفتاری از روی حسن نیت است ولی من این
مقدمات و نتایج را قبول ندارم ، بلکه مقصود اینست که این مقدمات و
نتایج برای کسی که بخواهد ، از این راه برود و اهل معامله و معاوضه باشد
درست است ولی راه من این راه نیست و منطق من منطق درد عقیده داشتن و
درد خیرخواهی داشتن است . درد طبیبی است که از غم مریضها رنج میبرد .
« عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم ». راه من راه شهادت است . منطق شهید
منطق دیگری است غیر از منطق عقلی عملی انتفاعی . معنای « ان الله شاء ان
یریک قتیلا » اینست که خدا از تو روح شهادت میخواهد « ان لک درجة لن
تنالها الا بالشهادش » .
[١] [ حضرت به او فرمود : پسر عمو ! من میدانم که تو قصد خیرخواهی و دلسوزی داری ] . [٢] [ ولی من تصمیم قطعی برای حرکت گرفتهام ] .