حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
[ و از نظر ] عقل فضیلت شناخته میشود که برای زندگی ابزار خلق نشده باشد بلکه مولود فضیلت طلبی و کمال طلبی و شرافت نفس باشد . آن صبر و حلمی که یک تاجر یا یک سیاسی برای رسیدن به مقصود انتخاب میکند فقط یک ابزار است و ارزش وسیله را دارد . آن ، کمال و علو نفس و ارزش ذاتی نفس و مقام انسانی و خلافت الهی شمرده نمی شود . این نکته بسیار مهم است . علیهذا اگر میگوئیم اخلاق خوب امویها ، فقط خوب مادی است . اخلاق زندگی و سیاسی امروز نیز از همین قبیل است . اخلاقی که ما کیاول میگوید و حتی اخلاق دیل کارنگی از همین قبیل است . این اخلاقها مولود اصولی عالی نیست مولود تجارت و سیاست و راه یافتن به زندگی است . در " راهنمای دانشوران " جلد اول ذیل عنوان " حیص بیص " ( شهاب الدین ابوالفوارس سعد بن محمد بن سعد بن صیفی معروف به ابن صیفی که از فقهاء شافعیه به شمار آمده ) از ابن خلکان نقل میکند که نصرالله محلی ( یا مجلی ) گفت : در خواب علی بن ابیطالب را دیدم و گفتم : شما مکه را فتح کردید و گفتید آنکس که به خانه ابوسفیان در آید آمن است و آنگاه آنها با فرزندت حسین کردند آنچه کردند . گفت مگر اشعار ابن صیفی را نشنیدهای ؟ گفتم نه . گفت از خودش بشنو . از خواب که برخاستم به خانه " حیص بیص " رفتم و خوابم را گفتم . بانگش به گریستن بلند شد و گفت این اشعار را دیشب نظم کردم و سوگند یاد کرد