احتمالا راوي يكى از فرزندان أبو احمد على بن محمد بن عبد الوهاب بن بجله الكاتب المروزى (م ٢٩١) بوده است; مق: تاريخ بغداد ١٢ / ٦١ - ٦٢. آگاهىهايى كه در فرج المهموم آمده كاملا روشن نيست. ابن طاووس در آغاز مى گويد قطعه نقل شده (كه در آن امام حسن [ع] آگاهى از غيب را به معاويه ثابت مى كند) از جزئى مربوط به مجلدى بوده كه اولين تأليف آن " مختصر فيه ادعية وعوذ " بوده است. اين مختصر را محمد بن على بن الحسين بن مهزيار در سال ٤٤٨ كتابت كرده بود. اما بعد از نقل آن مورد، ابن طاووس چنين اشاره مى كند كه از " مختصر " نقل شده و مىافزايد: تعدادى از كلمات از مختصر سقط شده است. پس از آن، متن را از روايت ابن عياش جوهرى تكميل مى كند. بنابراين دو احتمال وجود دارد: يا اينكه ابن طاووس به اشتباه به جزء به عنوان مختصر اشاره مى كند و يا اينكه هر دو عنوان مربوط به يك تأليف اند (كه در اين صورت -> " مختصر فيه ادعية وعوذ " را بايد از فهرست حذف كرد). قطعهاى كه در فرج المهموم نقل شده در به حال ٤٣ / ٣٢٩ آمده است.
٢٤٣. * * + جزء / مروى از أبو العلاء الحسن بن احمد بن الحسن العطار الحافظ الهمذانى (م ٥٦٩) سعد السعود ١٩١ اليقين ١٨٦ - ١٨٧ / ٤٨٥ - ٤٨٦ در بحار ٣٨ / ١٢٥ (به نقل از اليقين) به اين تأليف با عنوان " كتاب " اشاره شده است. بنا به گفته ء ابن طاووس اين " جزء بيش از ده برگ (قوائم) و مربوط به تولد امام على [ع] (مولد مولانا امير المؤمنين [ع]) بوده است (در " آل ياسين " ش ٤٥٨ همين را عنوان تأليف دانسته است). در سعد عنوانى نيامده وابن طاووس تنها مى گويد: أبو العلاء روايتى مبنى بر اين كه عيسى [ع] " دجال " را خواهد كشت روايت كرده است. اين ارجاع مى تواند به تأليف ديگرى باشد.
٢٤٤. * * + جزء / مروى از قاضى أبو عبد الله محمد بن عبد الله بن الحسين الجعفي
(٣٣٢)