دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٩٧ - مبحث پنجم شرايط راوى نزد متأخران
بودند كه جمهور محدّثان براى پذيرش روايت از راويان در عصر قبل از تدوين جوامع حديثى، معتبر دانستهاند؛ امّا بعد از تأليف جوامع حديثى و جمعآورى و نوشتن تمامى احاديث توسط محدّثان، و تعيين صحيح و حَسَن و ضعيف اين احاديث، و نيز دشوارى بررسى شرايط مزبور، ديگر اجتماع تمام آن شرايط را در راويان احاديث، لازم ندانستهاند. فصل دوم: شيوه شناخت رجال حديث
توضيح بيشتر مطلب آن كه در گذشته كه احاديث جمع آورى نشده بود، چون راه كذب در احاديثْ باز بوده است و تعيين درجه اعتبار احاديث از جهت صحّت و ضعف، امرى بسيار مهم تلقّى مىشده است، به طور طبيعى سختگيرى در لزوم اجتماع شرايط مزبور در راويان و شناخت عدالت و جرح آنان و تفاوت آنان در حفظ و ضبط و اتقان، امرى لازم و مرغوب بوده است؛ ليكن بعد از اهتمام محدّثان به جمع آورى تمام احاديث در جوامع حديثى تأليف شده و بيان حكم آنها از جهت صحّت و ضعف، نيازِ به بررسى مجموع شرايط مزبور زايل شد؛ زيرا بعد از تدوين جميع احاديث در كتابهاى مزبور و اشتهار آنها و تعيين درجه اعتبار احاديث، راه كذب و جعل احاديث، تا حدّ زيادى مسدود شد. از اين رو، در عصر متأخّر، به اجتماع شرايطى كه براى بقاى سلسله اسناد لازماند، اكتفا گرديد و اين شرايط، عبارتاند از: مسلمان بودن، بالغ بودن و دارا بودن عقل و عدم تظاهر به فسق و كارهاى خلاف مروّت؛ و در ضبط راوى نيز به وجود روايات وى در كتابى كه با خطّ فردى ثقه نوشته شده است و روايت وى از كتابى كه موافق با كتاب شيخش است، اكتفا شده است. بنا بر اين، با خفيفتر شدن شرط عدالت، روايت راوىاى كه حال وى مستور است (يعنى عدالت باطنى وى محرز نشده) نيز براى بقاى سلسله اسناد، كافى شمرده شده است.
خلاصه آن كه اثر تدوين جوامع حديثى توسط متقدّمان، آن شده كه اگر كسى حديثى را نقل كند كه در هيچ يك از جوامع مزبور تدوين نيافته، از او پذيرفته نمىگردد؛ زيرا به جهت تضمين صاحب شريعت به حفظ شريعت مقدّس اسلام،