دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٢٣٣ - ١ يحيى بن معين
ابن مهدى از يحيى بن سعيد قطان (كه وى نيز بصيرتى تام در احوال رجال داشته)، معتمدتر است؛ زيرا يحيى در جرح رجال، سختگير بوده است، به خلاف ابن مهدى كه معتدل و منصف بوده است، چنان كه نسايى از باب مثال گفته است:
هر گاه ابن مهدى شخصى را توثيق كند و يحيى تضعيف، به دليل تشديدى كه از يحيى ديده شده، حديث آن شخص ترك نمىشود.[١]
گروه دومِ علماى علم رجال
ويژگىهاى مشترك علمايى كه در اين گروه قرار دارند، عبارت است از:
١. تعداد قابل توجّهى از آنان، مؤلّف كتابى در زمينه علم رجال بودهاند كه اكنون نيز بسيارى از آنها موجود است و اقوال گروه اوّل از علماى جرح و تعديل را در كتابهاى آنان مىتوان يافت؛
٢. كتابهاى رجالى آنان، مصادر اوّليه علم رجال به شمار مىآيد؛
٣. تقريباً تمام آنان در كتابهاى رجالى و يا حديثىشان، در احوال تمام و يا اكثر راويان، سخن گفته و به جرح و تعديل آنان پرداختهاند.
١. يحيى بن مَعين
كنيه وى، ابو زكريا و نسبتش بغدادى است و به سال ١٥٨ هجرى در انبار (شهرى در ده يا دوازده فرسخى بغداد) تولّد يافت و به سال ٢٣٣ هجرى در مدينه درگذشت. ابن معين، از ائمه حديث و حافظان بسيار جليل القدرى بوده كه بصيرتى كامل به خطاهاى واقع شده در احاديث داشته است و علاوه بر اين، وى از ائمه بزرگ جرح و تعديل بوده و در زمان خود، در اين زمينه تقريباً بى نظير بوده است،
[١]. براى اطلاع بيشتر، ر. ك: الجرح و التعديل، ج ١، ص ٢٥١- ٢٦٢؛ تاريخ بغداد، ج ١٠، ص ٢٣٩- ٢٤٧( ش ٥٣٦٦)؛ تذكرة الحفّاظ، ج ١، ص ٣٢٩- ٣٣٢( ش ٣١٣)؛ طبقات الحفّاظ، ص ١٥٦( ش ٣٠١).