دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٤٤ - الف) تعارض جرح و تعديل صادر شده از حداقل دو رجالى
اختلاف نقل در تعيين مورد اين قول اشاره كند، دليل قائلان به اين قول را به گونهاى توجيه كرده است كه هر كسى اطمينان مىيابد كه مورد اين قول، صورتى است كه تعداد معدّلان بيش از جارحان است. وى در توجيه قول قائلان به اين قول، چنين گفته است:
و وجهه أنّ مع المعدِّل زيادة قوة بالكثرة، ومع الجارح زيادة قوة بالاطّلاع على الباطن.[١]
معدّل، به سبب كثرت، قوّت مىيابد و جارح، به سبب اطّلاع بر باطن قوّت مىيابد.
به هر حال، ضعف اين قول با توجّه به آنچه كه پيش از اين در بيان دليل جمهور محدّثان بر تقدّم جرح بر تعديل گفته شد، و نيز آنچه كه از خطيب در ردّ قول دوم نقل كرديم، واضح است و نياز به تكرار نيست.
٤. برخى در تعارض جرح و تعديل، ترجيح را با احفظ (كسى كه از قدرت حفظ بيشترى برخوردار است) دانستهاند، چه جارحان چنين باشند و يا معدّلان.
پس اگر معدّلان احفظ باشند، قول آنان مقدّم است و اگر جارحان، احفظ باشند، قول آنان مقدّم داشته مىشود. اين قول را بُلقِينى در محاسن الاصطلاح حكايت كرده است.[٢] به نظر مىرسد توجيه قائل و يا قائلان به اين قول اين گونه است كه جارح و يا معدّلى كه از قدرت حفظ بيشترى برخوردار است، بيشتر قابل اعتماد است و ظنّ حاصل از گفته وى قوىتر است تا جارح و يا معدّلى كه از قدرت حفظ كمترى برخوردار است.
پاسخ اين قول نيز همان است كه در ردّ قول دوم بيان گرديد.
[١]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٣٨.
[٢]. تدريب الراوى، ج ١، ص ١٦٩.