دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٦٦ - روايت اهل بدعت
در عين حال، ضابط روايت باشند و نيز پرهيزگار باشند، هيچ مانعى براى پذيرش روايت آنان نيست.[١]
پيشاز ابن حجر نيز برخى ديگر از علما، مانند: ابن دقيق عيد (٦٢٥- ٧٠٢ ق)[٢] و نووى، نظير سخن فوق را ابراز داشتهاند و معتقد بودهاند كه اهل قبله را نبايد تكفير كرد، مگر آن كه امرى قطعى از شريعت را انكار كرده باشند[٣]. بنا بر اين، اگر چه نسبت عدم پذيرش روايت اين دسته از بدعتگذاران به جمهور محدّثان درست است، ليكن مصاديق آن، بسيار محدود است.
ب) در پذيرش و عدم پذيرش روايت از بدعتگذارانى كه فاسق شمرده شدهاند، چهار قول وجود دارد: فصل دوم: شيوه شناخت رجال حديث
١. قبول نكردن روايت از آنان، مطلقاً. اين قول، منسوب به مالك و پيروان وى و قاضى ابوبكر باقلانى (م ٤٠٣ ق)[٤] و پيروان اوست و مورد تأييد ابن حاجب (٥٧٠- ٦٤٦ ق)[٥] قرار گرفته و آمِدى (م ٦٣١ ق)[٦]، آن را به اكثر محدّثان، نسبت
[١]. شرح النخبة، ص ١٠٠.
[٢]. تقى الدين ابو الفتح محمّد بن على بن وهب قُشَيرى، معروف به ابن دقيق عيد، از مشاهير فقها ومحدّثان و صاحب تأليفاتى چون الاقتراح فى علوم الحديث است( ر. ك: تذكرة الحفّاظ، ج ٤، ص ١٤٨١، ش ١١٦٨؛ طبقات الحفّاظ، ص ٥٤٢، ش ١١٣٦).
[٣]. ر. ك: الإقتراح، ص ٥٨؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٦٥.
[٤]. ابو بكر محمّد بن طيب باقلانى مالكى، فقيه، متكلّم و نيز از علماى دانش اصول بوده است. او علم كلامرا ابن مجاهد فرا گرفت و در كتابهاى دانش اصول به قاضى ملقب است. كتاب الإرشاد و التقريب، از تأليفات اوست( ر. ك: تبيين كذب المفترى فيما نسب إلى الإمام أبى الحسن الأشعرى، ص ٢١٧).
[٥]. جمال الدين ابو عمرو عثمان بن ابو بكر دُوينى( منسوب به شهرى در نواحى أران، در آذربايجان ونزديك به تفليس)، معروف به ابن حاجب، فقيه و از علماى دانش اصول و نحو بوده است( ر. ك: وفيات الأعيان، ج ٣، ص ٢٤٨).
[٦]. سيف الدين على بن ابى على آمِدى، فقيهى شافعى مذهب و از علماى بزرگ دانش اصول و كلام بوده است. كتاب الإحكام فى أُصول الأحكام، مهمترين تأليف وى است( ر. ك: طبقات الشافعية، اسنوى، ج ١، ص ١٣٧).