دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٢٣٩ - ٦ مسلم بن حجاج
و به سال ٢٦١ هجرى در گذشت.
جلالت و وثاقت و علوّ مرتبه مسلم در حديث و فنون آن، مورد اتّفاق جميع محدّثان است. وى براى شنيدن حديث و ملاقات مشايخ، به حجاز و عراق و شام و مصر، مسافرت كرد و از محضر بسيارى از حافظان حديث استفاده نمود، به گونهاى كه تعداد مشايخ وى، تنها در كتاب الصحيح به ٢٢٠ نفر بالغ مىگردد.
مسلم در شاگردى نزد بزرگانى چون احمد بن حنبل، با بخارى مشاركت داشته و نزد خود بخارى نيز شاگردى كرده و او را بسيار عزيز داشته، مقدّم بر ديگران مىدانسته است، چنان كه وقتى بخارى در نيشابور مسكن گزيد و بين او و محمّد بن يحيى (محدّث بزرگ نيشابور و استاد مسلم)، اختلاف نظر پيش آمد، اغلب اشخاص به خاطر نهى صريح محمّد بن يحيى از مجالست با بخارى، امتناع كردند و او را ترك گفتند؛ امّا مسلم، همچنان از ديدار بخارى و شنيدن حديث از وى دست بر نداشت و خود محمّد بن يحيى را ترك نمود.
مسلم، چنان شيفته طريقه علمىِ بخارى شده و از وى استفاده كرده و از او متابعت كرده كه اگر بخارى نمىبود، هرگز شخصيت ممتاز مسلم، شكل نمىگرفت، چنان كه دار قُطنى گفته است:
لولا البخارى ما راح مسلم ولا جاء.
با تمام اين احوال، مسلم در الصحيح خود از بخارى اسم نبرده و حديثى از وى نقل نكرده و حتى در مقدّمه الصحيح، بى آن كه به نام بخارى اشاره كند، به سرزنش وى در شرط كردن ملاقات راوى با مروى عنه براى حكم كردن به اتّصال اسناد «مُعَنعَن» پرداخته و ادّعاى اجماع بر كفايت معاصرت راوى با مروى عنه در حكم كردن به اتّصال اسناد «مُعنعَن» نموده است و اين نكات، چنان كه ذهبى استنباط كرده[١]، نشانه آن است كه مسلم، على رغم ارادت فراوان به بخارى در زمان
[١]. سير أعلام النبلاء، ج ١٢، ص ٥٧٣.