دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٧٦ - مبحث اول نشانه هاى عدالت راوى
دانسته است و ذهبى، طريقه تصحيح (تعديل) به اين نحوه را به جمهور محدّثان نسبت داده است.[١] وى در شرح حال مالك بن خير زيادى آورده است:
ابن قطان، گفته است كه مالك، از كسانى است كه عدالت وى ثابت نشده است كه البته منظور وى آن است كه هيچ كس به ثقه بودن وى تصريح نكرده است و در ميان راويان صحيحين (صحيح البخارى و صحيح مسلم)، عدّه زيادى هستند كه كسى بر وثاقت آنان تصريح نكرده است و جمهور محدّثان بر آناند كه مشايخى كه جماعتى از آنها روايت كرده باشند و حديثى منكر، روايت نكرده باشند، حديثشان صحيح است.[٢] فصل دوم: شيوه شناخت رجال حديث
ابن حجر، در ذيل اين كلام ذهبى گفته است:
آنچه را كه ذهبى به جمهور نسبت داده است، هيچ يك از ائمه نقد، به جز ابن حبان، به آن تصريح نكردهاند؛ ليكن سخن وى نسبت به كسى كه به طلب حديث و انتساب به آن مشهور است، حق و درست است.[٣]
٥. روايت شيخين (بخارى و مسلم). طريقه مزبور نيز از نشانههاى شناخت وثاقت راويان است و به نظر مىرسد كه ابن دقيق (م ٧٠٢ ق) براى اوّلين بار به آن تصريح كرده است. شناخت عدالت راويان از اين طريق، در درجهاى عالى قرار دارد؛ زيرا جمهور محدّثان و بلكه تمام آنان، بر نام نهادن كتابهاى بخارى و مسلم به «صحيحين» و رجوع به حكم آن دو در تصحيح احاديث، توافق دارند و اين، درجهاى عالى براى اين دو كتاب است كه براى هيچ كتاب ديگرى كه به نقل احاديث صحيحپرداخته، ثابت نگرديده است. بنا بر اين، توافق مزبور، به مثابه توافق امّت و يا اكثر آنانبر تعديل هر راوىاى است كه در حداقل يكى از اين دو كتاب، از او روايت نقل شده است؛ زيرا تصحيح هر حديثى با عادل شمردن راويان آن ملازم است.
[١]. همان، ص ٣٢٣ و ٣٥١.
[٢]. ميزان الاعتدال، ج ٣، ص ٤٢٦.
[٣]. لسان الميزان، ج ٥، ص ٥٧٨( ش ٦٨٤٩).