دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٢٩ - گفتار سوم مشروعيت بحث از رجال
امّا أبوجهم، فلا يضع عصاه عن عاتقه؛ و امّا معاوية، فصُعْلُوكٌ لا مال له.[١]
امّا ابوجهم، عصايش را از شانهاش بر نمىدارد (كنايه از آن كه زنها را زياد كتك مىزند و يا بسيار مسافرت مىكند)؛ و امّا معاويه، مالى ندارد.
چنان كه مىبينيم، در حديث اوّل، پيامبر صلى الله عليه و آله از جرح خود، اراده خبر دادن از حالت مذموم فحّاش بودن و ناسزاگو بودن وى داشته است تا مردم از ناسزاگويى اجتناب كنند و قصد بىاحترامى و تنقيص نداشته است و معلوم است كه بيان حال راويان و جرح و تعديل آنان براى حفظ احاديث از تخريب كذّابان، بسيار مهمتر از مورد روايت مذكور است. بنا بر اين، جرح راويان، به طريق اولى جايز است.
همچنين در حديث دوم، پيامبر صلى الله عليه و آله به واسطه مشورت خصوصىاى كه با ايشان صورت گرفته، اقدام به جرح كرده است. بنا بر اين، به طريق اولى، جرح راويان براى حفظ احاديث از تخريب- كه متضمّن منافع عموم است- جايز، بلكه واجب است؛ زيرا حلال و حرام الهى براى امّت اسلامى تا روز قيامت، به واسطه احاديث صحيح به اثبات مىرسند و عدم اقدام به جرح راويان مجروح، موجب تحريم حلال و تحليل حرام مىگردد.
٣. صيانت و حفظ شريعت مقدّس اسلام، متوقّف بر تفحّص در احوال راويان و جرح و تعديل آنان است؛ زيرا اگر احوال راويان بررسى نشود و به جرح و تعديل آنان پرداخته نشود، بسيارى از احاديث كاذب در احاديث صحيح داخل مىشوند و با آنها اختلاط پيدا مىكنند.
از اين رو، نووى (٦٣١- ٦٧٦ ق)،[٢] جرح راويان مجروح را از جمله
[١]. الكفاية فى علم الرواية، ص ٣٩؛ رياض الصالحين، ص ٤٣٣.
[٢]. ابو زكريا يحيى بن شرف نووى، شافعى مذهب، صاحب تأليفات متعدّد و مفيدى در حديث و علوم آنو فقه است؛ مانند: شرح صحيح مسلم و التقريب و التيسير و شرح المهذب( ر. ك: طبقات الحفّاظ، ص ٥٣٩( ش ١١٣٠)؛ العبر، ج ٥، ص ٣١٢).