دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٩٠ - مبحث چهارم راويان مجهول
تنها يك راوى به نقل روايت از راوىِ مجهول پرداخته باشد و به كسب علم، اشتهار نداشته باشد[١] و شناخت هويت راوى را به آن دانستهاند كه حدّاقل دو نفر يا بيشتر از مشهوران به علم، از وى نقل روايت كنند، اگر چه به واسطه اين امر، عدالت راوى ثابت نمىگردد و حال وى، همچنان مجهول است[٢]. در مقابل، حنفيه معيار مزبور را نپذيرفتهاند و معيار جهالت را آن دانستهاند كه از راوىِ مجهول، يك يا دو حديث نقل شده باشد و عدالت وى نيز مجهول باشد؛ چه يك نفر از وى روايت كرده باشد يا دو نفر و يا بيشتر از دو نفر.[٣] بنا بر اين، حنفيه، جهلِ به هويت را با تعداد احاديث روايت شدهاز راوى مرتبط دانستهاند، نه عدد راويان از وى، بر خلافِ جمهور محدّثان كه جهلِ به هويت را با تعداد راويانِ از راوى مرتبط دانستهاند نه عدد روايات نقل شده از وى. با توجه به فرق مزبور، راوىاى كه بيش از دو حديث از وى نقل شده، امّا فقط از طريق يك راوىِ ديگر باشد، نزد جمهور محدّثان، مجهول است و نزد حنفيه، غير مجهول.
در پذيرش و عدم پذيرش روايت راوىاى كه هويت وى مجهول است، مطابق تفسيرى كه جمهور براى جهلِ به هويت ذكر كردهاند، شش ديدگاه وجود دارد:
١. عدم پذيرش روايت راوى، مطلقاً. اين قول مطابق قاعده، منسوب به جمهور علماست[٤]، به دليل آن كه معيار قبول روايت از راوى نزد جمهور، تحقّق دو
[١]. الكفاية فى علم الرواية، ص ٨٨؛ مقدمة ابن الصلاح، ص ٩٠؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٤٤؛ تدريبالراوى، ج ١، ص ١٧٢- ١٧٣؛ معجم علوم الحديث النبوى، ص ٢٠١.
[٢]. الكفاية فى علم الرواية، ص ٨٨؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٥٠؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٣. درمقدمة ابن الصلاح( ص ٩٠)، در رفع جهل از هويت به اين نحوه مناقشه نابهجايى شده است و گمان شده كه بخارى و مسلم، نقل روايت يك نفر را براى رفع جهالت، كافى دانستهاند و نويسنده، شاهدى را نيز به گمان خود بر اين مدّعا اقامه كرده است؛ ليكن نووى در ردّ مناقشه وى، پاسخ مناسبى داده كه اغلب اهل علم، آن را پسنديدهاند( ر. ك: إرشاد طلاب الحقائق، ص ١١٣؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٣).
[٣]. قواعد فى علوم الحديث، ص ٢٠٧.
[٤]. تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٣؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٥٠؛ نظرية نقد الرجال، ص ١٥٤- ١٥٥.