دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٩٢ - مبحث چهارم راويان مجهول
روايت كردن يك عادل را از راوىاى، تعديل وى دانستهاند.
٣. پذيرفتن روايت وى در صورتى كه راوىِ منفرد از راوىِ مجهول، از راويانى باشد كه از غيرِ عادلان روايت نمىكند؛ مانند: عبدالرحمان بن مهدى ويحيى بن سعيد قطان. اين قول، مورد تأييد جمعى از عالمان اصولى است؛ زيرا آنان، روايت عادلى را با وصف مزبور از يك راوى، به منزله تعديل عملى و غير صريح دانستهاند.[١] ٤. قبول روايت وى در صورتى كه علاوه بر آن كه يك نفر از وى روايت كرده، يكى از ائمه جرح و تعديل نيز وى را تزكيه كرده باشد. اين قول، مورد تأييد ابن قطان است[٢] و برخى مانند ابن حجر و ابن رشيد، حكم به صحّت آن كردهاند[٣] و حتى سخاوى گفته است كه نقل حديث شيخين (بخارى و مسلم) از برخى راويان كه تنها يك نفر از آنان روايت نقل كرده، برهمين مبناست[٤] و سپس، نام عدّهاى از اين راويان را به همره راوىِ منفرد از آنان ذكر كرده و گفته است:
اين عده، با آن كه از هر يك از آنان، تنها يك نفر نقل روايت كرده، توثيق شدهاند و هيچ يك از ائمه جرح و تعديل، به جهالت آنان حكم نكرده است.[٥]
٥. پذيرش روايت وى در صورتى كه به امورى چون: زهد و شجاعت و يا ادب، مشهور باشد. اين قول به ابن عبدالبر نسبت داده شده است[٦] و به نظر مىرسد كه وى، چنين شهرتى را نشان از عدالت راوى مىداند. بنا بر اين، از نظر وى در اين صورت، مانعى از پذيرش روايت وجود ندارد.
[١]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٤٦- ٣٤٧؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٢.
[٢]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٤٧؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٢.
[٣]. شرح النخبة، ص ٩٩؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٤٧ و ٣٤٩؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٢.
[٤]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٤٧.
[٥]. همان، ج ١، ص ٣٤٧- ٣٤٨.
[٦]. تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٢؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٤٧.