دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٤ - مبحث دوم اولين محققان درباره اسناد
تابعيان نيز واقع شده است و اين مطلب، مورد تصديق تمام علماست و جاى هيچ شبههاى در آن نيست. بنا بر اين، مسلّماً مراد از اوّل دانستن شعبى و ابن سيرين در اخبار نقل شده، اوّل بودن به حسب تصدّى و تولّى امر مذكور است.
ليكن در مقابل اخبار فوق، صالح جَزَرَه (٢٠٥- ٢٩٣ ق)[١] گفته است: اوّل كسى كه در احوال رجال به بحث پرداخته است، شعبة بن حجاج (م ١٦٠ ق) است.
سپس يحيى بن سعيد قطان (م ١٩٨ ق) به متابعت از وى و بعد، احمد بن حنبل (م ٢٤١ ق) و يحيى بن معين (م ٢٣٢ ق).[٢] و برخى از عالمان گفتهاند كه مراد صالح جزره از اوّلين كس، اوّلين كسى است كه به اين امر، تصدّى جُسته و به آن وسعت بخشيده است و به جد، مشغول آن شده است؛ وگرنه خود پيامبر صلى الله عليه و آله نيز جرح و تعديل كرده، و بعد هم بسيارى از صحابيان و تابعيان چنين كردهاند.[٣] چنان كه ملاحظه مىگردد، كلام صالح جزره، خود به تنهايى نيز با اخبار و گفتار علماى گذشته، در ظاهر منافات دارد تا چه رسد به آن كه توجيه علماى مزبور را نيز به آن ضميمه كنيم. امّا در واقع، تنافىاى وجود ندارد؛ زيرا براى تصدّى به امر جرح و تعديل به حسب احتياج به آن در زمانهاى اوّليه، مىتوان مراتب متعدّدى فرض كرد؛ چه آن كه بعد از عصر صحابيان، تعداد راويان ضعيف به تدريج افزايش يافت. بنا بر اين، طبيعى است كه تفتيش از اسناد احاديث و نيز جرح و تعديلهاى واقع شده، در زمان شعبى و ابن سيرين، كمتر از زمان شعبة بن حجاج باشد و همين طور، هنگامى كه زمان شعبه را با يحيى بن سعيد قطان و عبدالرحمان بن مهدى بسنجيم. از اين رو، بهتر است بگوييم اوّلين تفتيش كنندگان از اسناد احاديث و جرح و تعديل رجال، همان شعبى و ابن سيرين بودهاند.
[١]. براى آگاهى از شرح حال وى، ر. ك: فصل ششم، ص ٢٤٤.
[٢]. مقدمة ابن الصلاح، ص ٢١٩؛ تدريب الراوى، ج ٢، ص ٢٠٩.
[٣]. همان جا.