دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٤٣ - الف) تعارض جرح و تعديل صادر شده از حداقل دو رجالى
٣. برخى گفتهاند كه در حالت اجتماع جرح و تعديل بين قول جارحان و معدّلان تعارض واقع مىگردد، بنا بر اين، تقدّم و ترجيح هر يك از جرح و تعديل بر ديگرى، منوط به وجود مرجح است. اين قول را ابن حاجب و برخى ديگر از ابن شعبان مالكى (م ٣٥٥ ق)[١] حكايت كردهاند[٢]. ليكن در تعيين مورد اين قول، اختلاف نقل وجود دارد. باقلانى مورد اين قول را جايى دانسته است كه تعداد معدّلان، بيش از جارحان باشد؛ امّا زمانى كه تعداد معدّلان، كمتر از جارحان و يا مساوى با آنان باشد، جرحْ مقدّم مىگردد. خطيب و ابن قطان و ابوالوليد باجى (٤٠٣- ٤٧٤ ق)[٣] نيز در اين كه مورد اين قول، همين گونه است، با باقلانى موافق گرديدهاند، برخلاف ابو نصر قُشَيرى (م ٥١٤ ق)[٤] كه مورد اين قول و توقّف در قبول هر يك از جرح و تعديل تا ظهور مرجح را زمانى دانسته است كه عدد جارحان و معدّلان مساوى باشد، و در صورت كثرت تعديل كنندگان و كمى جارحان، وى در ترجيح عدالت، با اصحاب نظر سابق (يعنى قول دوم) موافق شده است.[٥] به نظر مىرسد كه قول باقلانى و موافقان با وى در تعيين مورد اين قول، صحيحتر است و شاهد اين است كه سخاوى، در فتح المغيث، بدون آن كه به
[١]. ابو إسحاق محمّد بن قاسم بن شعبان قُرْطى، از فقها و علماى بزرگ مالكى مذهب مصر بوده است( ر. ك: الأنساب، ج ٤، ص ٤٧٤؛ ترتيب المدارك و تقريب المسالك، ج ٣، ص ٢٩٣).
[٢]. تدريب الراوى، ج ١، ص ١٦٩.
[٣]. ابو الوليد سليمان بن خلف تجيبى باجى( منسوب به باجه، شهرى در اندلس)، فقيه، محدّث، اديب، شاعر و اصولى بوده است( ر. ك: الأنساب، ج ١، ص ٢٤٦؛ العبر، ج ٣، ص ٢٨٢؛ طبقات الحفّاظ، ص ٤٦٠، ش ٩٩٤).
[٤]. ابو نصر عبد الرحيم بن عبد الكريم قشيرى( منسوب به بنو قشير)، فقيه، مفسّر و اصولى، نزد بزرگانىچون امام الحرمين جوينى و ابو اسحاق شيرازى شاگردى كرده است.( ر. ك: طبقات الشافعية، اسنوى، ج ٢، ص ٣٠٢؛ العبر، ج ٤، ص ٣٣).
[٥]. ر. ك: إرشاد الفحول، ص ٦٩.