دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٤١ - الف) تعارض جرح و تعديل صادر شده از حداقل دو رجالى
ليكن از آن جا كه جمع مزبور در برخى از موارد يا به عكس جريان مىيابد و يا اصلًا جريان نمىيابد، دو استثنا و يا به عبارت ديگر، دو قيد بر آن ذكر گرديده است:
اوّل آن كه تعديل معدّل بعد از جارح و با ذكر توبه راوى از آن سببى كه جارح، به واسطه آن راوى را جرح كرده، توأم نباشد. به عبارت ديگر، معدّل بعد از جرح جارح نگويد: «من آن سببى را كه جارح ذكر كرده است و از اتّصاف راوى به آن خبر داده است، مىدانم؛ ليكن راوى از آن توبه كرده است و حال وى نيكو شده است»[١]؛ زيرا در اين صورت، علاوه بر آن كه اطّلاع معدّل بيشتر است- تقدّم جرح نيز به منزله تكذيب معدّل است و مقتضاى جمع بين قول معدّل و جارح در حالت مزبور، تقدّم تعديل بر جرح است نه تقدّم جرح.
دومين استثنايى كه از تقدّم جرح بر تعديل ذكر شده، زمانى است كه معدّل به طريق معتبرى به نفى سببى كه جارح براى مجروح بودن راوى ذكر كرده، بپردازد، مانند آن كه جارح بگويد: «فلان راوى، فلان غلام را در روز دوشنبه به قتل رسانده است» و معدّل بگويد: «بعد از روز مزبور، آن غلام را زنده ديدهام» و يا بگويد:
«قاتل در روز ياد شده، پيش من بود».[٢] در صورت مزبور، تعارض و تناقض بين قول جارح و معدّل، مستمر است و به هيچ وجه، جمع بين جرح و تعديل با تقدّم يكى از آن دو بر ديگرى ممكن نيست و بايد براى رفع تعارض، به دنبال مرجحى (مانند كثرت تعداد جارحان يا معدّلان، و يا قوّت حافظه آنان) باشيم كه سبب ترجيح يكى از آن دو قول بر ديگرى مىشود تا قول راجح را انتخاب كنيم و قول مرجوح را رها نماييم.
٢. برخى گفتهاند در صورتى كه تعداد معدّلان بيش از جارحان باشد، تعديل
[١]. تدريب الراوى، ج ١، ص ١٦٨.
[٢]. همان، ص ١٦٩.