دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٤٠ - الف) تعارض جرح و تعديل صادر شده از حداقل دو رجالى
صورت تساوىِ عدد معدّلان و جارحان، حكايت كرده است.[١] اين قول، نزد علماى دانش اصول و فقها نيز بهترين و صحيحترين قول شمرده شده است[٢]. البته مراد جمهور از تقدّم جرح، تنها تقدّم جرح مفسّر است و شامل جرح مُجمل نمىگردد و عدم تقييد جرح به مفسَّر بودن در عبارات آنان، به خاطر اعتماد آنان برگفتههاى پيشينشان، مبنى بر مانع بودن اجمال در جرح از پذيرش آن است.
دليل جمهور بر تقدّم جرح، اطّلاع بيشتر جارح بر سبب جرح راوى ذكر شده است، در حالى كه معدّل بر آن اطلاع نيافته است و اين تقدّم، هرگز موجب تكذيب معدّل از جانب جارح و قائلان به اين تقدّم نيست؛ بلكه مانند آن است كه جارح به معدّل گفته باشد: «آنچه را كه تو از عدالت و ظاهر حال راوى خبر دادهاى، من نيز مىدانم؛ ليكن من در مورد وى چيزى را مىدانم كه بر تو مخفى مانده است»؛ در حالى كه اگر تعديل را مقدّم بر جرح بداريم، لازمه آن تكذيب جارح است. به عبارت ديگر، خبر دادن معدّل از عدالت ظاهرى راوى، منافاتى با درستى گفتار جارح ندارد و با آن، قابل جمع است. به همين جهت، تقدّم جرح بر تعديل نسبت به تقدّم تعديل بر جرح- كه منافى با صداقت جارح و به منزله تكذيب وى قملداد مىشود- اولويت دارد.[٣] چنان كه ملاحظه مىشود، اساس دليل فوق بر آن است كه با تقدّم جرح بر تعديل، يك نوع جمع بين قول جارح و معدّل حاصل شده و رفع تناقض و تعارض مىگردد و همين جمع، موجب اولويت تقدّم جرح گرديده است؛
[١]. الكفاية فى علم الرواية، ص ١٠٥.
[٢]. تدريب الراوى، ج ١، ص ١٦٨.
[٣]. ر. ك: الكفاية فى علم الرواية، ص ١٠٥- ١٠٦؛ مقدمة ابن الصلاح، ص ٨٧؛ فتح المغيث، العراقى، ص ١٦١؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٣٦- ٣٣٧؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٦٨.