دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٤٢ - الف) تعارض جرح و تعديل صادر شده از حداقل دو رجالى
مقدّم مىشود. اين قول را خطيب بغدادى در الكفاية[١] و رازى در المحصول[٢] از عدّهاى حكايت كردهاند.
دليل اين عدّه بر تقدّم تعديل در صورت مزبور، آن است كه كثرت معدّلان، گمان به حُسن حال آنان و صحّت خبر آنان را افزايش مىدهد، و بر عكس، كم بودن جارحان، گمان به حُسن حال آنان را كاهش مىدهد و بالطبع، سبب كاهش اعتماد به خبر آنان مىشود، و واضح است كه در حالت تعارض، عمل به ظن و گمان قوىتر، ارجح و واجب است، چنان كه در تعارض دو حديث، اين گونه است.[٣] خطيب بغدادى، در ردّ اين قول گفته است:
معدّلان، هر چند كه تعدادشان زياد باشد، چنين نيست كه خبر دهنده از عدمِ چيزى باشند كه جارحان از آن خبر دادهاند.[٤]
به عبارت ديگر، مىتوان گفت كه ترجيح به كثرت تعداد معدّلان، زمانى صحيح است كه معدّلان به انكار اصل جرح و سببى كه جارحان براى مجروح بودن راوى ذكر كردهاند، بپردازند، يعنى حالتى كه موجب پديد آمدن تعارض مستمر بين جرح و تعديل مىشود؛ نه تنها اجتماع جرح و تعديل در يك راوى كه مىتوان با مقدّم داشتن جرح بر تعديل، بين قول جارحان و معدّلان جمع نمود، و فرقى هم نمىكند كه تعداد معدّلان بيشتر از جارحان باشد و يا كمتر؛ زيرا كثرت معدّلان، منافاتى با زياد بودن اطّلاع جارح ندارد.[٥] فصل سوم: جرح و تعديل
[١]. الكفاية فى علم الرواية، ص ١٠٧.
[٢]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٣٧.
[٣]. ر. ك: الكفاية فى علم الرواية، ص ١٠٧؛ فتح المغيث، العراقى، ص ١٦١؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٣٧؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٦٩.
[٤]. الكفاية فى علم الرواية، ص ١٠٧.
[٥]. ر. ك: فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٣٧- ٣٣٨؛ المستصفى، ص ١٢٩.