دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٧٨ - مبحث اول نشانه هاى عدالت راوى
ديگر كه در مورد هيچ يك از آنان، چنين توافقى صورت نگرفته است.[١] آنچه كه تا كنون از نشانههاى عدالت راوى ذكر شد، راههايى بودند كه از نظر جمهور محدّثان، موجب كشف و اثبات عدالت راويان مىشود؛ امّا راههايى هم وجود دارد كه برخى بر خلاف نظر جمهور، آنها را نيز موجب كشف و اثبات عدالت راويان دانستهاند و مناسب است كه براى تكميل بحث، در ادامه به نقل و بررسى اين راهها نيز پرداخته شود.
٦. روايت كردن عادل. برخى گمان كردهاند كه مجرّد روايت عادل از كسى با ذكر نام وى، موجب رفع جهالت از حال آن شخص و تعديل وى است. دليل اين عدّه آن است كه اگر راوى عادل، از مجروح بودن كسى كه از وى روايت كرده، مطلّع بود، حتماً آن را ذكر مىكرد؛ زيرا در غير اين صورت، آن عادل، موجب فريب در دين شده، به تبع آن، از عدالت ساقط مىگردد.[٢] از اين رو، ابن نمير (م ٢٣٤ ق)[٣] گفته است كه تعديل بر دو قسم است:
صريح و غير صريح. تعديلِ صريح كه واضح است، و غير صريح- كه همان ضمنى است-، مانند: روايت عدل، و عمل عالم.[٤] در مقابل، جمهور محدّثان، طريق فوق را براى اثبات عدالت، كافى ندانستهاند؛ زيرا روايت عادل از غير عادل، جايز است. بنا بر اين، روايت عادل از كسى، هرگز به معناى عادل بودن آن كسى كه وى از او روايت كرده، نيست، ولو در نزد خود آن عادل تا چه رسد به ديگران[٥] و در پاسخ استدلال فوق گفته شده كه
[١]. ر. ك: الاقتراح، ص ٥٥؛ هدى السارى، ص ٤٠٣.
[٢]. الكفاية فى علم الرواية، ص ٩١؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٤٢؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧١.
[٣]. ابو عبد الرحمان محمّد بن عبد اللَّه بن نُمَير كوفى، محدّثى بزرگ بوده است و نزد بزرگانى چون پدرش، ابن عُيَيْنَه، يزيد بن هارون و شافعى شاگردى كرده است( ر. ك: سير أعلام النبلاء، ج ١١، ص ٤٥٥، ش ١١١؛ طبقات الحفّاظ، ص ٢١٥، ش ٤٢٥).
[٤]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٤٣.
[٥]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٤٢؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧١.