دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٦٨ - روايت اهل بدعت
٤. قبول روايت از بدعتگذارانى كه مبلّغ بدعت خود نيستند و عدم قبول از بدعتگذارانى كه اين گونهاند. اين قول به عده زيادى از علما از جمله احمد بن حنبل، نسبت داده شده[١] و حتى برخى[٢] بر آن، ادّعاى اتّفاق كردهاند[٣]. به هر حال، اين قول را ابن صلاح (٥٧٧- ٦٤٣)[٤] و ساير علماى بعد از وى، بهترين و منصفانهترين قول در ميان اقوال مذكور شمردهاند و قول اوّل را بسيار دور از صحّت دانستهاند؛ زيرا در كتابهاى ائمه حديث همچون بخارى و مسلم، از بسيارى از بدعتگذاران غير مبلّغ بدعت، نقل روايت شده است.[٥] نكته
متأخّران علم حديث اهل سنّت چون ذهبى و ابن حجر در خصوص بدعت شيعه از ديدگاه اهل سنّت گفتهاند كه بدعت شيعه به «بدعت صغرا» و «بدعت كبرا» تقسيم مىشود. در بدعت صغرا كه مربوط به متقدّمان بوده، اعتقاد شيعه به افضل بودن على عليه السلام بر عثمان و حقّانيت على عليه السلام در جنگهايش و خطاكار دانستن كسانى چون طلحه و زبير بوده است كه به مخالفت با وى برخاستند، بدون آن كه قائل به تقديم على عليه السلام بر شيخين (ابوبكر و عمر) باشند و حديث آنان در صورت اتّصاف به تقوا و پرهيزگارى، مقبول است، به خصوص در مورد كسانى كه مبلّغ بدعت خود
[١]. الكفاية فى علم الرواية، ص ١٢١.
[٢]. مراد، ابن حبان است.
[٣]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٦٠.
[٤]. ابو عمرو عثمان بن عبد الرحمان شَهْرَزُورى( منسوب به شهرزور، شهرى در نزديكى موصل عراق كهزور بن ضحاك آن را بنا نهاد)، معروف به ابن صلاح، محدّث و آگاهِ به فقه و تفسير و اصول و نحو بوده است. او صاحب كتاب معروف علوم الحديث، مشهور به مقدمة ابن الصلاح است( ر. ك: سير أعلام النبلاء، ج ٢٣، ص ١٤٠، ش ١٠٠؛ العبر، ج ٥، ص ١٧٧؛ طبقات الحفّاظ، ص ٥٢٨، ش ١١٠٩).
[٥]. مقدمة ابن الصلاح، ص ٩١؛ شرح النخبة، ص ١٠١؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٧.
ابن حجر، اين قول را چنين مقيّد كرده كه روايت اين عدّه از بدعتگذاران، از رواياتى نباشد كه مضمون آنها، موجب تقويت بدعت آنان مىشود.