دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٩٥ - مبحث چهارم راويان مجهول
ايوب رازى[١] به صحّت اين قول، جزم پيدا كرده است[٢]. ابن صلاح نيز ظاهراً آن را مورد تأييد خود قرار داده؛ زيرا بعد از نقل اين قول گفته است:
به نظر مىرسد كه در بسيارى از كتابهاى حديثىِ مشهور در مورد برخى از راويانى كه عهد آنان گذشته و دانستن عدالت باطنى آنان ميسّر نيست، مطابق اين رأى عمل شده است.[٣]
و نووى در مقدّمه شرح صحيح مسلم، احتجاج به روايت مستور را- مانند احتجاج به روايت راويانى كه هويت آنان مجهول است- به تعداد زيادى از محقّقان نسبت داده است[٤] و مىتوان اين قول را به طريق اولى به دار قُطنى و ابن حبّان و بزار نيز نسبت داد؛ زيرا روايت دسته دوم از مجهولان (يعنى كسانى كه عدالت ظاهرىِ آنان نيز محرز نگرديده)، نزد آنان، بى هيچ شرطى پذيرفته است. بنا بر اين، به يقين روايت اين دسته از مجهولان نيز نزد آنان پذيرفته است.
٣. قبول روايت مستورى كه از راويان سه قرن اوّل هجرى است. به عبارت ديگر، روايت مستور، در صورتى پذيرفته مىشود كه از صحابيان و يا تابعيان و يا اتباعِ (پيروان) تابعيان باشد؛ زيرا در حديثى پيامبر صلى الله عليه و آله شهادت داده است به اين كه:
خير الناس قرنى، ثم الذين يلونهم، ثم الذين يلونهم.[٥]
بهترين مردم، [مردم] قرن من است و سپس، كسانى كه از پىِ ايشان مىآيند، و بعد هم كسانى كه از پىِ آنها مىآيند.
[١]. ابو الفتح سليم بن ايّوب رازى، شافعى مذهب، مفسّر و آشنا به فقه بود كه فقه را نزد ابو حامد اسرافيينى آموخت( ر. ك: العبر، ج ٣، ص ٢١٥).
[٢]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٥٢؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٢.
[٣]. مقدمة ابن الصلاح، ص ٨٩.
[٤]. شرح صحيح مسلم، ج ١، ص ١٤٠.
[٥]. صحيح البخارى، ج ٣، ص ١٣٣٥، ش ٣٤٥١( كتاب فضائل الصحابة)؛ شرح صحيح مسلم، ج ١٦، ص ٣٢١( ش ٢٥٣٥).