دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٦٠ - شرايط نقل كننده روايت
در اين زمينه گفته است:
احدى را نمىشناسيم كه به وى اطاعت از خداوند متعال، به گونهاى عطا شده باشد كه آن را با معصيت، اختلاط نكرده باشد، جز يحيى بن زكريا، و نيز كسى كه معصيت خدا بدو تعلّق گرفته، ليكن آن را با طاعت، مخلوط نكرده باشد.
پس هرگاه كسى اغلب طاعت الهى به جا آورد، عادل شمرده مىشود و زمانى كه اغلب معصيت كند، او مجروح است.[١]
نيز سعيد بن مسيب (م ٩٤ ق)[٢] گفته است:
... همانا كسى كه فضيلتش بيشتر از نقصش باشد، نقص وى به فضلش بخشوده مىگردد.[٣]
به غير از اجماع محدّثان، مهمترين دلايل ديگرى كه بر شرطيت عدالت و عدم پذيرش روايت از غير عادل دلالت دارند، عبارتاند از:
الف) آيه شريف نبأ كه پيش از اين براى استدلال بر شرط بودن مسلمانى، عاقل بودن و بلوغ، ذكر شد. تقريب دلالت آيه مزبور بر شرط بودن عدالت، چنين است كه ظاهر آيه شريف مىگويد كه خبر فاسق، نياز به تبيّن دارد. بنا بر اين، مفهوم آيه آن است كه ضد فسق (يعنى عدالت)، شرط پذيرش روايت بدون تبيّن است.[٤] ب) از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است:
[١]. الكفاية فى علم الرواية، ص ٧٩.
[٢]. ابو محمّد سعيد بن مسيّب بن حَزْن مخزومى مدنى، از تابعيان و از فقهاى هفتگانه مدينه بوده است، به گونهاى كه به وى لقب« سيّد التابعين» داده شده است( ر. ك: العبر، ج ١، ص ١١٠؛ تقريب التهذيب، ص ٢٨٧، ش ٢٣٩٦؛ طبقات الحفّاظ، ص ٢٥، ش ٣٧).
[٣]. همان جا.
[٤]. در تدريب الراوى( ج ١، ص ١٦٣) به آيه مذكور بدون بيان دلالت، استشهاد شده است.