دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٥٨ - شرايط نقل كننده روايت
المجنون حتى يعقل.[١]
تكليف از سه گروه برداشته شده است: از خوابيده تا آن كه بيدار شود؛ و از طفل تا آن كه محتلم گردد؛ و از ديوانه تا آن كه عاقل گردد.
دلالت حديث فوق بر شرط بودن بلوغ و عقل در راوى، بسيار واضح است؛ زيرا لازمه رفع تكليف، سقوط شرعى جميع افعال و اقوال بچّه و ديوانه از اعتبار است.
ج) اولويت حاصل از مقام شهادت: تقريب اين دليل، چنين است كه به غير از بلوغ- كه بنا بر قولى شرط شهادت نيست-، مسلمان بودن و عاقل بودن، بدون شك به اجماع امّت و قرآن كريم و روايات، از شرايط پذيرش شهادت شاهد، ولو در مسائل حقير مالى است. بنا بر اين، واضح است كه فراگرفتن احكام دين خداوند متعال كه به وسيله احاديث به اثبات مىرسند، از مسلمان عاقل، اولى است.
بنابراين، مسلمان بودن و داشتن عقل، شرط راوى نيز هست.[٢] ٤. عدالت
اين شرط، به اجمال چنين تفسير شده است:
ملكهاى كه باعث ملازمت بر تقوا و مروّت است و مراد از تقوا، اجتناب از اعمال نكوهيدهاى چون: شرك يا فسق و يا بدعت است.[٣]
مراد از مروّت نيز ترك كارهايى است كه عرف، مرتكب آنها را مذمّت مىكند، مانند: ادرار كردن در راهها، و مصاحبت كردن با اراذل و اوباش.[٤]
[١]. الكفاية فى علم الرواية، ص ٧٧.
[٢]. متأسفانه در كتابهاى مصطلح الحديث( مانند: الكفاية فى علم الرواية، ص ٩٤؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٨٠) تنها از تساوى شاهد و راوى در صفات مذكور و نيز عدالت سخن گفته شده و اشارهاى به اولويت مذكور نشده است.
[٣]. فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣١٥؛ شرح النخبة، ص ٥٥.
[٤]. ر. ك: شرح شرح نخبة الفكر، ص ٢٤٧- ٢٤٨؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣١٦.