دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٥٩ - شرايط نقل كننده روايت
چنان كه ملاحظه مىشود، عدالت با تفسير فوق، ملازم با سه شرط: مسلمان بودن و عقل و بلوغ نيز هست؛ زيرا هرگز از كافر يا ديوانه يا بچّه، انتظار ترك گناه نمىتوان داشت؛ بلكه در خصوص مسلمان بودن مىتوان گفت كه اصلًا عدالت بدون مسلمان بودن، متصوّر نيست.
به همين دليل، جمع زيادى از علما، از ذكر مستقل سه شرط سابق، اجتناب كردهاند و در عوض، به تفسير مفصّل عدالت پرداخته و گفتهاند: عادل، كسى است كه مسلمان، بالغ، عاقل و سالم از اسباب فسق (يعنى ارتكاب گناهان كبيره و يا اصرار بر انجام دادن گناهان صغيره) و آن چيزهايى باشد كه از بين برنده مروّتاند.[١] به هر حال، آنچه كه در تفسير عدالت گفته شد، تفسير مشهور محدّثان است.
در مقابل آن، تفسير ديگرى براى عدالت از اهل عراق (حنفيه) حكايت شده است كه در آن، عدالت، تنها اظهار اسلام و سلامت مسلمان از فسقِ آشكار، دانسته شده است[٢]. بنا بر اين، اهل عراق، حصول ملكه اجتناب از گناهان و كارهاى خلاف مروّت را شرط حصول عدالت ندانستهاند و چنان كه برخى گفتهاند: مسلمانِ مجهول نيز نزد آنان عادل است.[٣] نكته قابل توجّه در تفسير مشهور محدّثان از عدالت و برشمردن اين صفت از شرايط راوى، آن است كه مراد آنان از راوىِ عادل، آن نيست كه راوىِ عادل، كسى است كه اصلًا معصيت خدا را نكرده است؛ بلكه مراد آنان از عادل، كسى است كه طاعات و فضايلش بر معصيت و نقايصش غلبه داشته باشد؛ زيرا عادلى كه اصلًا مرتكبمعصيت و خطا نشده باشد، وجود ندارد. چنان كه شافعى (١٥٠- ٢٠٤ ق)[٤]
[١]. مقدمة ابن الصلاح، ص ٨٤؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣١٥؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٦٣.
[٢]. الكفاية فى علم الرواية، ص ٨٢.
[٣]. جامع الأُصول، ج ١، ص ٧٥.
[٤]. ابو عبد اللَّه محمّد بن ادريس شافعى، پيشواى مذهب شافعى( يكى از چهار مذهب اهل سنّت) وصاحب كتاب معروف الرسالة، محدّث و فقيهى بزرگ بوده است و نزد بزرگانى چون مالك و مسلم بن خالد زنجى شاگردى كرده است( ر. ك: الجرح و التعديل، ج ٧، ص ٢٠١؛ الأنساب، ج ٣، ص ٣٧٨- ٣٧٩؛ سير أعلام النبلاء، ج ١٠، ص ٥، ش ١؛ طبقات الحفّاظ، ص ١٧١، ش ٣٣٦).