دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٣٤ - گفتار چهارم موانع قبول جرح و تعديل
البته همان گونه كه حديث منقطع، مردود است، خبر منقطع نيز مردود شمرده مىشود و عقلاى عالم، پيوسته به همين شيوه عمل كردهاند.[١] ذهبى در موارد قابل توجّهى در كتاب ميزان الاعتدال، اقوالى را به سبب انقطاع سند آنها مردود دانسته است. براى مثال، وى در شرح حال كهمس بن حسن تميمى، نقل ابو الفتح ازدى را از ابن معين به واسطه انقطاع آن، نپذيرفته است.[٢] موانعى كه تاكنون ذكر شدند، موانع مشترك بين جرح و تعديل بودند؛ امّا دو مانع ديگر وجود دارد كه مانع بودن آنها، اختصاص به پذيرش جرح دارد. دو مانع مزبور، به شرح ذيل است:
٥. صدور جرح از جارح سختگير (متشدّد). برخى از علماى جرح و تعديل، بسيار سختگير بودهاند و به جهت وجود ايرادهاى اندكى- كه اغلب قابل چشمپوشى است- به جرح برخى از راويان و علمايى مبادرت كردهاند كه نزد جمهور محدّثان، از راويان ثقه محسوب گرديدهاند.
صفت مزبور، به تصريح علما، مانع از پذيرش جرحهاى اين دسته از علماى جرح و تعديل است، مگر آن كه جرح آنان، موافق يكى از علماى مُنصِف كه قول وى معتبر شمرده شده، گردد؛ اما به عكس، توثيقات آنان معتبر است، زيرا توثيق چنين علمايى، حكايت از آن دارد كه هيچ يك از اسباب جرح در راوىِ توثيق شده، وجود نداشته است.[٣] يحيى بن سعيد قطان و يحيى بن معين و ابو حاتم رازى از جمله علماى
[١]. البته نقل خبر از كتابى كه نسبت آن به مؤلفش مسلّم است، در صورت انقطاع سند نيز پذيرفته است.
[٢]. عبارت ذهبى در ميزان الاعتدال( ج ٣، ص ٤١٦) چنين است:« ... قال الأزدى، قال ابن معين: ضعيف، كذا نقله أبو العباس النباتى، ولم يسنده الأزدى، عن يحيى، فلاعبرة بالقول المنقطع لاسيما وأحمد يقول فى كهمس: ثقة وزيادة».
[٣]. ر. ك: أربع رسائل فى علوم الحديث( ذكر من يعتمد قوله فى الجرح و التعديل)، ص ١٧١- ١٧٢؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ٣، ص ٢٧٢؛ الرفع و التكميل، ص ١١٧؛ قواعد فى علوم الحديث، ص ١٧٨.