دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٣٣ - گفتار چهارم موانع قبول جرح و تعديل
مصنَّف كبير إلى الغاية فى المجروحين، جمع فأَوعى، وجرح خلقا بنفسه، لم يسبقه أحد إلى التكلّم فيهم، وهو المتكلّم فيه.[١]
من مىگويم: حديث ابان بن إسحاق وانهاده نمىشود به خاطر آن كه احمد و عجلى وى را توثيق كردهاند و ابو الفتح، در جرح اسراف مىورزد و همو كتاب بسيار بزرگى درباره مجروحان دارد. نامهاى زيادى را فراهم آورده و خود وى، عده زيادى را كه پيش از وى هيچ كس درباره مجروحيت آنان سخنى نگفته، جرح كرده و از مجروحيت آنان سخن گفته است.
و نيز ابن حجر، در شرح حال احمد بن شبيب، بعد از آن كه به نقل از ابوالفتح گفته است:
منكر الحديث غير مرضى.
حديث احمد بن شبيب، ناشناخته است و خود وى فردى ناپسند است.
در ردّ جرح ابو الفتح گفته است:
لم يلتفت أحد إلى هذا القول، بل الأزدى غير مرضى.[٢]
كسى به اين سخن توجّه نكرده است؛ بلكه خود ازدى ناپسند است.
٣. مبالغه در جرح و تعديل. مانع بودن مبالغه در جرح و تعديل را پيش از اين در بحث «آداب جرح و تعديل»، به هنگام ذكر اوّلين ادب جرح و تعديل (يعنى رعايت انصاف و اعتدال) توضيح دادهايم.
٤. ذكر نكردن سند و انقطاع آن. مانع بودن عدم ذكر سند و انقطاع آن، تنها در مورد عالم رجالىاى كه ناقل جرح و تعديل باشد، مصداق مىيابد نه خودِ جارح و معدّل. مانع بودن انقطاع سند از پذيرش جرح و تعديل، بسيار واضح است؛ زيرا در اين صورت، احتمال وجود فردى ضعيف و مجروح در سند خبر وجود دارد، و
[١]. ميزان الاعتدال، ج ١، ص ٥.
[٢]. تهذيب التهذيب، ج ١، ص ٣٦.