دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٥٧ - شرايط نقل كننده روايت
برخى از كسانى كه قائل به پذيرش روايت بچّه مميّز گرديدهاند، انضمام شرطى را نيز لازم دانستهاند كه البته شرط مزبور، نزد قائلان به لزوم آن، يكسان نيست.
اين شرط را نووى در شرح المهذّب، به تبعيت از متولّى، از جمهور، چنين حكايت كرده است:
اخبار بچّه مميّز، به هنگامى كه طريقه وى «مشاهده» باشد، پذيرفته مىگردد، به خلافِ زمانى كه طريقه وى «نقل» باشد، مانند فتوا دادن و روايت اخبار.[١]
و در تدريب الرواى، اين شرط از قائلى كه نام آن برده نشده، چنين نقل شده:
خبر بچه مميز، به شرط آن كه دروغ را تجربه نكرده باشد، پذيرفته مىگردد.[٢]
به غير از اتّفاق محدّثان، مهمترين دلايل ديگرى كه بر عدم پذيرش روايت افراد مذكور (يعنى غير مسلمان و ديوانه و بچّه) دلالت دارند، عبارتاند از:
الف) آيه شريف:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا.[٣]
بيان دلالت اين آيه شريف بر مورد بحث، چنيناست كه مقتضاى ظاهر اين آيه، ردّ خبر مسلمان بالغ و عاقل، امّا فاسق است كه قبول خبر وى، نياز به تبيّن (تحقيق) دارد. بنا بر اين، مىبايد خبر و روايت بچّه و ديوانه و غير مسلمان، اولى به عدم پذيرش باشد[٤]؛ زيرا حال راوىاى كه بچّهيا ديوانه و كافر است، از جهت عدم وجود نيروى بازدارنده از دروغ، بدتر از حال فاسقى است كه مسلمان و عاقل و بالغ است.
ب) از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است:
رفع القلم عن ثلاثة، عن النائم حتى يستيقظ، وعن الصبى حتى يحتلم، وعن
[١]. همان جا؛ فتح المغيث، العراقى، ص ١٥١.
[٢]. تدريب الراوى، ج ١، ص ١٦٣.
[٣]. حجرات، آيه ٦.
[٤]. الكفاية فى علم الرواية، ص ٧٧؛ أُصول الحديث، ص ٢٣٠.