دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٥٨ - مبحث دوم مراتب جرح
او پيروى كرده است.
مرتبه دوم، توصيف به الفاظى كه بر جعل و وضع حديث توسط راوى دلالت دارند؛ ليكن با الفاظى ضعيفتر از الفاظ مرتبه اوّل، مانند: «كذّاب»، «وضّاع»، «دجّال»، «يضع الحديث»، «يكذب» و «وضع حديثاً».
سه لفظ اوّل، به خاطر مبالغهاى كه در آنها هست، بدتر از سه لفظ اخيرند و بهنظر مىرسد كه الحاق سه لفظ اخير- كه از درجه ضعيفترى برخوردارند-، به مرتبه سوم، اولى هستند.
مرتبه سوم، توصيف به الفاظ: «يسرق الحديث»[١]، «متّهم بالكذب أو الوضع»، «ساقط»، «هالك»، «ذاهب الحديث»، «متروك»[٢]، «متروك الحديث»[٣]، «تركوه»، «مجمع على تركه»، «هو على يدى عدل»[٤]، «مُودٍ»[٥]، «فيه نظر»، «سكتوا عنه»،
[١]. سخاوى در فتح المغيث( ج ١، ص ٣٩٨) گفته است: سرقت حديث، به دو گونه مىتواند باشد: اوّل آنكهسارق، مدّعىِ شنيدن فلان حديث از شيخ محدّثى گردد كه آن محدّث، به نقل آن حديث از شيخش منفرد است؛ دوم آنكه سارق، نقل حديثى را كه مشهور به فلان راوى است، به راوىاى ديگر كه با آن راوى در طبقه اشتراك دارد، نسبت دهد.
[٢]
[٣] ٢-. در تفسير اين لفظ، عبدالرحمان بن مهدى گفته است كه ما نزد شعبه بوديم كه از وى سؤال شد:« حديث چه كسى ترك مىشود؟» و شعبه در پاسخ گفت:« من يتّهم بالكذب، ومن يكثر الغلط، ومن يخطئ فى حديث يجمع عليه فلا يتّهم نفسه، ويقيم على غلطه، و رجل روى عن المعروفين مالا يعرفه المعروفون». چنان كه ملاحظه مىشود، در عبارت شعبه، متروك بر چند گروه اطلاق گرديده است: متّهم به دروغ؛ كسى كه اشتباهاتش زياد است؛ كسى كه در لفظ حديثى كه ساير راويان روى لفظ آن اتّفاق دارند، خطا كند؛ كسى كه از راويان معروف روايتى را نقل كند كه مشهوران به روايت از آنان، آن را روايت نكردهاند.
[٤]. اين لفظ، بر خلاف ظاهر آن، به معناى عادل بودن نزد شخص نيست، بلكه كنايه از ضعف شديد است( ر. ك: فتح المغيث، ج ١، ص ٤٠٣).
[٥]. ضبط اين لفظ، مورد اختلاف است. اين لفظ، با تخفيف و بدون همزه( يعنى« مُودٍ») به معناى« هالك» از« أودَى إيدائاً» است و با تشديد و همزه( يعنى« مؤدٍّ») از« الأداء» و به معناى« حَسَن الأداء» است كه البته، كسانى موصوف به آن مىشوند كه صدوق، ولى« سىء الحفظ( بد حفظ)» هستند.