دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٥٦ - مبحث اول مراتب تعديل
در اين موضوع (يعنى احكام مراتب تعديل) است[١]. ليكن با مراجعه به بحث «حديث حَسَن» در كتابهاى «مصطلح الحديث»، چنين به نظر مىرسد كه روايات اهل دو مرتبه اخير (بخصوص مرتبه پنجم)، از مراتب تعديل بدون امتحان و مقايسه با روايات اهل ضبط و اتقان نيز در شمار روايات حَسَن بوده، مورد احتجاج قرار مىگيرند، و اگر مورد امتحان و مقايسه مزبور قرار گرفتند، چنانچه ضابط بودن آنان كشف شد، رواياتشان به درجه احاديث «صحيح لذاته»[٢] ارتقا مىيابد، و اگر چنين نشد- يعنى ضابط بودن آنان كشف نگرديد-، آن دسته از احاديث آنان كه با تعدّد طُرُق تقويت شود، به درجه احاديث «صحيح لغيره»[٣] (در مقابل «صحيح لذاته») ارتقا مىيابد و بقيه احاديث اهل دو مرتبه اخير (از مراتب تعديل)، در درجه احاديث حَسَن، باقى مىماند.
از آن جا كه تفصيل اثبات مدّعاى فوق به درازا مىانجامد، به ذكر عبارتى از ابن صلاح در بحث حديث حَسَن كه به وضوح بر مدّعاى فوق دلالت دارد، بسنده مىكنيم. وى در «تنبيه» سوم از تنبيهات حديث حَسَن، چنين گفته است:
هرگاه راوىِ حديثى در درجه حفظ و اتقان، متأخّر باشد؛ ليكن از مشهوران به صدق و سِتر باشد[٤] و در عين حال، حديث وى از طريق راوى ديگرى نيز روايت شده باشد، در چنين صورتى، از دوجهت در آن حديث، قوّتْ جمع شده و چنين قوّتى حديث وى را از درجه حَسَن، به درجه صحيح (لغيره) ترقّى مىدهد. براى مثال، در حديثى از محمّد بن عمرو از ابو سلمه از ابو هريره از رسول خدا نقل شده كه فرموده است:
«لو لا أن أشقّ على أمتى لأمرتهم بالسواك عند كل صلاة».
[١]. ر. ك: مقدمة ابن الصلاح، ص ٩٤- ٩٥؛ فتح المغيث، العراقى، ص ١٧٩- ١٨٠؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٩٥؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٨٦- ١٨٧.
[٢]
[٣] ٢-. براى توضيح درباره اين دو اصطلاح، ر. ك: فصل پنجم كتاب، ص ١٩٥.
[٤]. اغلب از چنين اشخاصى به« صدوق» تعبير مىشود.