خير و بركت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٣ - الف - بركت هاى دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله
اگر اجازه دهى كه بازمانده توشه خود را بياورند و آنها را جمع كنى و از خدا بخواهى كه به آنها بركت دهد. خداى متعال به دعاى شما ما را [به مقصد] مىرساند- يا گفت: خداوند به دعاى شما براى ما بركت مىدهد-.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود تا باقيمانده توشههايشان را بياورند. مردم، مشتمشت يا بيشتر غذا مىآوردند. بيشترين مقدارى كه كسى آورد، يك صاع خرما بود.
پيامبر خدا همه آنها را جمع كرد. سپس برخاست و دعا كرد. آن گاه سپاهيان را فرا خواند تا ظرفهاى خود را بياورند و دستور داد كه آنها را پر كنند. در سپاه، هيچ ظرفى نماند، مگر آن كه آن را پر كردند، و [باز] به همان اندازه ماند.
پيامبر خدا، چنان خنديد كه دندانهايش پيدا شد. آن گاه فرمود:
«گواهى مىدهم كه معبودى جز خدا نيست و من فرستاده خدايم.
هيچ بندهاى نيست كه خدا را با اين دو (توحيد و نبوّت) ديدار كند، مگر آن كه روز قيامت، آتش دوزخ از او دور مىشود».
٩٢٠ امام كاظم عليه السلام- در بيان معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله براى گروهى از يهود-:
ايشان به خانه امّ شريك رفت. وى ظرفى آورد كه اندكى روغن در آن بود. پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحابش از آن خوردند، سپس پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن زن دعا كرد كه بركت يابد. آن زن تا زنده بود، آن ظرف، از روغن پر مىشد.
٩٢١ المستدرك على الصحيحين- به نقل از هشام به حبيش بن خويلد-:
پيامبر خدا به قصد هجرت به مدينه، از مكّه خارج شد. ابو بكر و غلامش (عامر بن فُهَيره) و راهنماى آن دو (عبد اللَّه بن ارَيقطِ