خير و بركت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١ - اسباب خير
ما شَرٌّ بِشَرٍّ بَعدَهُ الجَنَّةُ، و ما خَيرٌ بِخَيرٍ بَعدَهُ النَّارُ، و كُلُّ نَعيمٍ دونَ الجَنَّةِ مَحقورٌ، و كُلُّ بَلاءٍ دونَ النَّارِ عافِيَةٌ؛[١]
شرّى كه پس از آن بهشت است، شر نيست و خيرى كه در پى آن، آتش دوزخ است، خير نيست. هر نعمتى كمتر از بهشت، ناچيز است و هر بلا و رنجى كمتر از دوزخ، عافيت است.
بدين ترتيب، عقل و فطرت براى تشخيص «خير» و «شر» در همه موارد، نيازمند «وحى» اند. «وحى»، به عنوان سرچشمهاى كه به تمام مصلحتها و مفسدهها احاطه دارد، مىتواند براى تأمين سعادت ابدى انسان، كاملترين برنامه زندگى را ارائه كند. امام على عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
إنَّ اللَّهَ سُبحانَهُ أنزَلَ كِتاباً هادِياً يُبَيِّنُ فيهِ الخَيرَ وَ الشَّرَّ فَخُذوا نَهجَ الحَقِّ، تَهتَدوا؛ وَ اصْدِفوا عَن سَمتِ الشَّرِّ، تَقصِدوا؛[٢]
خداوند متعال، كتابى هدايتگر، فرو فرستاده كه خوب و بد را در آن، بيان مىكند. پس روش حق را پيش بگيريد تا راه يابيد، و از راه بدى رويگردان شويد تا به راه آييد.
اسباب خير
تا اين جا روشن شد كه مفهومِ «خير» و الفاظ مشابه آن، مفهومى بديهى و فطرىاند و اسلام، كه برنامه تكامل انسان است، او را براى رسيدن به مقصد- كه تكامل مادّى و معنوى و دست يافتن به كمال مطلق است- به انجام دادن آنها فرا مىخواند و برمىانگيزد.
[١]. ر. ك: ح ٢٢.
[٢]. ر. ك: ح ١٣.