خير و بركت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٣ - ط - يارى خواستن از خدا
٢٧٢ مسند ابن حنبل- به نقل از ابن ابى اوفى-: مردى به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من نمىتوانم از قرآن چيزى فرا بگيرم؛ به من چيزى بياموز كه مرا بس باشد.
فرمود: «بگو:
سبحان اللَّه و الحمد للَّهو لا إله إلّااللَّه و اللَّه أكبر و لا حَولَ و لا قوّةَ إلّاباللَّه».
گفت: اى پيامبر خدا! اين براى خداست. براى خودم چه؟
فرمود: «بگو:
اللّهمّ اغفر لى و ارحمنى و عافِنى و اهدِنى و ارزقنى؛
خدايا! مرا بيامرز، مرا رحمت كن، مرا عافيت ببخش، مرا هدايت كن و روزىام ده!».
آن گاه آن مرد، در حالى كه كف دستانش را به هم بسته بود، رفت.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «او دستانش را از نيكى، پر كرد».
٢٧٣ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: پروردگارا! از تو موجبات رحمتت، عوامل آمرزشت، بهره بردن از هر نيكى، و رستن از هر گناه را مىخواهم.
٢٧٤ امام على عليه السلام: خداوند، ما و شما را از كسانى قرار دهد كه در [پرتو] رحمتش، با دل و جان، به سوى جايگاههاى نيكان مىشتابند!
٢٧٥ امام على عليه السلام: خدايا! براى پدران و مادران، حقوقى بر عهدهام واجب ساختهاى .... از سوى من، اداى آن حقوق را به آنان، بر عهده گير؛ و آنان را بيامرز، آن گونه كه هر يكتاپرستى به همراه زنان و مردان مؤمن و برادران و خواهران، از درگاه تو اميد دارند؛ و ما و آنان را به