درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٩٤
اندک شود. گفتني است شرم و خجالت در اينجا، از نوع حياي حُمق و مذموم است؛ زيرا در طلب علم، که امري نيکوست، خجالت کشيدن، پسنديده نيست. يک منبع خوب و در دسترس براي بررسي اين موضوع، نهج البلاغه است. امام علي عليه السلام در سخنان خويش، از اصطلاحات و فرهنگ عرب جاهلي و معاصر خود سود جسته و با به کار بستن درست آنها، بر زيبايي کلام خود افزوده است.
مجازها
استعاره و کنايه[١] و هر گونه ديگري از مجاز و صنايع ادبي، مايه شيريني زبان و زيبايي آن است؛ اما وقوع آنها در کلام، موجب مي شود تا همانگونه که در بحث مربوط به اصطلاحات گذشت، معناي ترکيب را نتوانيم از کنار هم نهادن معناي يک يک کلمات دريابيم. به واقع تعبيرات مجازي نيز گونه اي اصطلاحاند؛ اما نظر به وجود احساسي شاعرانه و نهفته در پس زمينه مجازها و نيز کاربرد فراوانشان، آنها را به صورت مستقل سامان داديم. سخنان پيشوايان ديني، مانندکتاب آسماني قرآن، سرشار از فصاحت و بلاغت و آراسته به همه گونه زيباييهاي لفظي و معنوي است و نشان دهنده فاصله زياد آگاهي امامان از ما که به دنياي خاکي خو کرده ايم. ما از دنياي محسوس به دنياي معقول ميرسيم واز رهگذر تشبيهها به عالم نامحسوس رهنمون ميشويم و اين زمينه استعاره و مجازگويي است. اينک با ذکر مثالهايي، بحث را روشن مي کنيم:
[١] . استعاره و کنايه در حقيقت نوعي جانشيني معنايي است. يعني يک واژه يا ترکيب چند واژه را براي معنايي غير از معناي اوليه و حقيقي خود به عاريه گرفته و به کار ببرند، مثل اينکه شير را براي يک قهرمان ورزشي استفاده کنند. گفتني است در کنايه، ميتوانيم فرض کنيم که معناي حقيقي، همزمان با معناي اراده شده موجود است. مثال مشهور کثير الرماد به معناي فراواني خاکستر خانه، در روزگار گذشته ميتوانست حقيقي و در همان حال، کنايه از مهماني دادن متعدد و سخاوت صاحبخانه باشد. اين اصطلاح در صحيح بخاري (ج ١، جزء ٢، ص ١٧١، ح ٤٤) و نيز صحيح مسلم (ج ٢، ص ٦٣٧، ح١٥) آمده است.