درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٨٦
فروق اللغات [١] از حسامالدين فرزند طريحي (م ١٠٩٥ ق). گفتني است گاه نکات طرح شده در اين کتابها، حاصل ذوق و برداشت شخصي مولف است وعموميت و اتقان کافي ندارد.
٤. متضادها
در شيوه اجتهادي، واژه هاي متضاد با کلمه مورد بررسي، نقش بسزايي در فهم آن دارند. اين واژه ها به مصداق قاعده «تُعْرَفُ الأشْياءُ بِأضْدادِها»، کليد مهمي براي فهم يکديگرند. روز و شب، سياه و سفيد، غم و سرور، عقل و جهل، نمونه هاي گوياي اين «هم فهمي»اند. اين فهم متقابل در محسوسات، سريع تر و آسان تر صورت مي گيرد. نور، تاريکي را توضيح مي دهد و بزرگي، کوچکي را نمايان مي سازد؛ اما در معاني مجرد و غير محسوس، اين دستيابي اندکي مشکل تر است. در اين موارد، کاربردهاي يکي از دو واژه متضاد، به فهم واژه ديگر کمک مي کند و استعمالات آن را توضيح مي دهد و ما را با معناي اصلي و حقيقي آن آشنا مي سازد. (جهل) مثالي مشهور است که در قرآن کريم و احاديث شريف، به وفور به کار رفته و نکوهش شده است. مفهوم ابتدايي جهل، ندانستن است، اما برخي استعمالات آن با اين معنا سازگار نيست. استعمالاتي که ناظر به اعمال نادرست و ناسنجيده انسان در موقعيتهاي گوناگون است و نشان مي دهد که جهل معنايي ديگر و يا وسيعتر هم دارد. براي نمونه، خنديدن بدون تعجب ،[٢] خواب صبح بدون شب زندهداري ، [٣] رغبت به چيزهاي ناشدني [٤] و بي آمادگي به کاري درآمدن [٥] همه از مصاديق و معاني جهل شمرده شده اند، در حالي که نداشتن دانش و ندانستن
[١] . مرآه الکتب، ص ٤٨٤؛ معجم المؤلفين، ج ٣، ص ١٩١.[٢] . الکافي، ج ٢، ص ٦٦٤ .[٣] . الزهد، ص ٩٦، ح ٢٨٣.[٤] . غرر الحکم، ح ٥٣٨٤.[٥] . معاني الأخبار، ص ٤٠١.