درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٧٠
١. آيا متن در دست ما، حديث است؟ ٢. آيا متن حديث، همين عبارت است؟ پاسخ پرسش نخست، موجب اطمينان نسبي به حديث ميشود و پاسخ دوم، ما را از دخالت تصحيف و تحريف در متن حديث و در نتيجه کژفهمي و نافهمي، تا حد زيادي مصون ميدارد.
اطمينان نسبي به حديث
پاسخ پرسش نخست بر عهده دو علم رجال و تخريج[١] است که با کاربرد ابزارهاي متعدد، به ما اطمينان نسبي مي بخشند که متن در دسترس، ساختگي نيست. گاه نيز حديث نبودن متنهاي مشهوري مانند «حَسَناتُ الأبْرارِ سَيئاتُ الْمُقَرَّبينَ» را اعلام مي کنند. گاه نيز ضعف سند و مآخذ سخناني مانند «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد» را چنان اثبات ميکنند که به هيچ روي سرمايه گذاري براي پيگيري دور و دراز محتواي آن ضرور نمي نمايد. گفتني است به دليل گستردگي و پراکندگي منابع حديث، پژوهشي گسترده و احتياط و حوصله بيشتري از حد معمول، لازم است تا حديث نبودن و يا بي اعتبار بودن يک متن را اعلام کنيم.
دستيابي به متن اصلي
پرسش دوم نيز پاسخ ميطلبد و بايد پس از اطمينان نسبي نسبت به حديث بودن متن و نقل آن در يکي از منابع روايي، به بررسي نسخهها بپردازيم تا از صحت متن موجود نيز اطمينان يابيم. يک نگاه تاريخي به فقه الحديث نشان ميدهدکه نافهمي و ديرفهمي، گاه ناشي از اشتباه در قرائت و کتابت متن حديث
[١] . منظور از تخريج، مصدريابي منابع و مآخذ حديث است. در اين دانش، کوشش مي شود که اصلي ترين و قديم ترين منبعي که حديث در آن آمده به دست آيد. ابزارهاي اين کار، معجمها و کتب اطراف الحديثاند، که با در دست داشتن يکي دو کلمه از متن يا ابتداي حديث، مي توانيم به متن و مأخذ حديث دست يابيم. در سالهاي اخير، رايانه کمک بزرگي به اين امر کرده و گاه بي پيشينه بودن برخي متون و بي ريشه بودن بعضي احاديث منتسب را نشان داده است.