درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٠٩
همچنين تفاوت اصلي تعليل را با قياس، که از نظر شيعه حجّت نيست، به علم اصول فقه وامي گذاريم. {-٥-}
سؤال راوي
احاديث بسياري در پاسخ به پرسشهاي راويانِ آشنا به فقه و ساير معارف ديني، يا مردمي عادي که با مشکلاتي مواجه شدهاند صادر شده است؛ زيرا پيشوايان ما مرجع پرسشهاي علمي عصر خويش بوده و به سؤالهاي فقهي و تفسيري و اخلاقي و جز اينها پاسخ مي دادهاند. آنان با گفتار و کردار و نوشته و رساله، پرسشهاي آشکار و نهفته راويان را پاسخ ميدادند و اشکالات و شبهه ها را حل مي کردند.[٢] کتابهايي از قبيل مسائل علي بن جعفر، مسائل الرجال، مکاتبات حميري و توقيعات ارزشمند و مقدّسي که از امام عصر و پدران بزرگوارشان صادر گشته است، همه و همه شاهد اين مدعايند که احاديث نه در خلأ، که در عرصه علمي معاصر خود صدور يافته و نه در کتاب، که در فضاي گاه تبآلود سياسي و اجتماعي روزگار خويش جاي گرفته اند. از اين رو، يافتن سؤال نهفته يا آشکار راوي يا پرسشگر، که خود نخستين مخاطب حديث است، ما را به محور اصلي پاسخ و هسته دروني آن رهنمون مي کند؛ خواه اين سؤال و جواب در يک مجلس بوده و به گونه شفاهي اتفاق افتاده باشد، خواه به صورت کتبي نوشته شده و پاسخش روزها و هفته ها بعد رسيده باشد و يا سؤال آنقدر رايج و مشهور بوده که سخن امام به آن متوجه بوده، بي آنکه کسي پرسيده باشد. توجه به سؤال راوي و نقش آن در فهم پاسخ امام، در زمينه احاديث عقيدتي و فقهي، بيش از زمينه هاي ديگر رخ داده است و بسياري از فقيهان در مباحث فقهي ـ حديثي خود، از سؤال موجود در حديث استفاده کرده و آن را قرينه اي براي
[١] . أصول الفقه، ص ٥٣٦.[٢] . ر.ک: مبادئ الوصول إلي علم الأصول، ص ٢١٧؛ أصول الفقه، ص ٥٣٧.[٣] . براي نمونه ر.ک: رسائل الشهيد الثاني، ص ٨: «قد تحقّق في الأصول أنّ العلّه المنصوصه يتعدّي إلي کلّ ما تحقّق فيه العلّه». نيز ر.ک: جواهر الکلام، ج ٢٨، ص ٤١٧ و ج ٣٤، ص١٣٢؛ کتاب الصلاه، ج ٢، ص ٣١٩؛ مصباح الفقاهه، ج ٤، ص ٤٣؛ و در ميان اهل سنّت، ر.ک: نيل الأوطار، ج ٢٨، ص ٢٠٨؛ فتح الباري، ج ٩، ص ٥٣٦؛ البرهان، ج ٣، ص ٩١.[٤] . ر. ک: عدّه الأصول، ج ٢، ص ٦٥٧؛ الحدائق الناضره، ج ١، ص ٦٣ تا ٦٥.[٥] . أصول الفقه، ص ٥٣٨ ؛ قوانين الأصول، ص ٣٧٤ و ٤٥٨ ؛ فوائد الأصول، ج ٣، ص ١٥٤.[٦] . ر.ک: مجله علوم حديث، ش ٦ و ٩، مقاله «عرضه حديث بر امامان» از نگارنده.[٧] . براي نمونه ر. ک: رياض المسائل، ج ٩، ص ٢٩٧، مؤلف، عبارت «يرجع ميراثا» را در کلام امام، به قرينه پرسش راوي از صحت وقف، بر معناي مجازي حمل کرده است.[٨] . ر. ک: مستند الشيعه، ج ٧، ص ١٥٣ (در مسئله شک در رکعات نماز)؛ جواهر الکلام، ج ٥، ص ٣١٠ (مسئله تماس با قطعه جداشده از بدن حيوان).[٩] . ر. ک: مشارق الشموس، ج ١، ص ٢٢١ و ٢٨٩؛ کشف اللثام، ج ٢، ص ٢٨٧ (در مسئله ارث)؛ رياض المسائل، ج ٢، ص ٢٩٩؛ جامع المدارک، ج ٣، ص ١٥٥.[١٠] . جواهر الکلام، ج ٣٦، ص ٢٨٤.