درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٢٩
کرده است. پيامبر خدا بر زني يهودي گذشت که برايش گريه مي کردند، پس فرمود: «آنان مي گريند، در حالي که او در قبرش عذاب مي شود.»
نمونه چهارم:
ابوهريره از پيامبر خدا نقل کرده است: وَلَدُ الزِّنا شَرُّ الثَّلاثَه؛ [١] زنازاده بدترينِ سه نفر است. اين حديث نيز همان اشکال حديث پيشين را دارد؛ زيرا فرزند متولدشده از زنا تقصيري ندارد که او را بدتر از پدر و مادر گناهکارش بدانيم؛ به ويژه اگر بپذيريم که زنازاده مي تواند راه صلاح در پيش گيرد و مانند ديگر مؤمنان شود. اين حديث نيز به عايشه گفته شده و او سبب صدور حديث را چنين بيان کرده است: إنَّما کانَ رَجُلٌ مِنَ الْمُنافِقينَ يؤذِي رَسولَ اللهِ صلي الله عليه و آله، فَقالَ: «مَنْ يعْذِرُنِي مِنْ فُلانٍ؟» قيلَ: يا رَسولَ اللهِ، مَعَ ما بِهِ، وَلَدُ زِناً. فَقالََرسولُُ اللهِ صلي الله عليه و آله: «هُوَ وَاللهِ شَرُّ الثَّلاثَه.» [٢] مردي از منافقان پيامبر خدا را آزار مي داد. پيامبر فرمود: «چه کسي مرا از دست فلاني آسوده مي کند؟»گفته شد: اي پيامبر خدا، افزون بر اين آزاررساني، زنازاده هم هست. فرمود: «به خدا سوگند، او از پدر و مادر زناکارش بدتر است.» روايتي اين شخص را ابوغرّه جُمَحي دانسته [٣] و روايتهاي ديگري نيز در دست داريم که بيانگر همين سبب ورود است [٤] که با توجه به آنها نيازي به توجيه و
[١] . المستدرک علي الصحيحين، ج ٢، ص ٢١٥؛ السنن الکبري، ج ١٠، ص ٥٧ .[٢] . ر. ک: المستدرک علي الصحيحين، ج ٢، ص ٢١٥.[٣] . المهذّب البارع، ج ٤، ص ٥٣١.[٤] . السنن الکبري، ج ١٠، ص ٥٩، اين نقل ،شخص مزبور را قاتل مادرش مي داند.