درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٤٨
نيز در شرح حديث «اَلدُّنْيا مَزْرَعَه الآخِرَه» از پيامبر خدا دارد. فرزند شهيد ثاني، شيخ جمال الدين حسن، نيز با نوشتن معالم الدين و ملاذ المجتهدين، علم اصول فقه را که ارتباط تنگاتنگي با فقه الحديث دارد، عمق و گسترش داد و سپس با نگارش منتقي الجمان في الأحاديث الصحاح و الحسان، مباحث عميقي را در زمينه فقه الحديث و نقد الحديث ارائه کرد. او در اين کتاب، با معيار ارزيابي سندي به گزينش احاديث مقبول از ميان کتب اربعه پرداخت و با تطبيق عملي نظريه احمد بن طاووس و علامه حلي در تقسيم رباعي حديث به صحيح، حسن، موثق و ضعيف، به تقويت مکتب فقهي ـ حديثي حلّه همّت گماشت و به گفته خود، از تسامح در پذيرش احاديث و اخذ اخبار از هرکس جلوگيري کرد؛ اما اين شيوه، مانع توجه عميق او به متن حديث نشد و تفسيرها، تبيينهاي و راه حل هاي پيشنهادي او براي جمع ميان اخبار متعارض، همچنان در فقه و حديث مورد اعتناست. [١] همچنين تلاشهاي شيخ بهايي (١٠٣٠ ـ ٩٥٣ ه) را در شرح اربعين حديث، شرح صحيفه سجاديه [٢] و کتاب مشرق الشمسين و نيز تعليقه هاي پدر بزرگوارش، عزّالدين حسين بن عبدالصمد عاملي، [٣] بر صحيفه سجاديه را نبايد از نظر دور داشت. در کنار اين فعاليتها، مي توان از شرحها و حاشيه هايي بر همه يا بخشهايي از الکافي نيز نام برد؛ [٤] از جمله دو شرح اصول الکافي که به دو پسر صاحب معالم، يعني شيخ محمّد (م١٠٣٠ه) و شيخ علي (م قرن ١١) نسبت داده شده، نيز شرح أصول الکافي از شيخ محمّد علي بن محمّد بلاغي (م ١٠٠٠ ه)، جدّ اعلاي شيخ محمّد جواد بلاغي صاحب تفسير مشهور آلاء الرحمان، شرح ناتمام ملّا رفيع الدين
[١] . منتقي الجمان ، ج ١، مقدّمه مؤلّف، ص٤٧ ـ ١. [٢] . براي آگاهي بيشتر از شرح او بر صحيفه، ر. ک: شناختنامه علامه مجلسي، ج ٢، ص ٢٣٣.[٣] . او جوابيه اي نيز در پاسخ به اعتراض به حديث منقول در باره محبت پيامبر نسبت به زنان و عطر و نماز دارد. ر. ک: أعيان الشيعه، ج ٦، ص ٦٤ و رياض العلماء، ج ٢، ص ١١٦.[٤] . ر. ک: کتاب الکليني و الکافي، ص ٤٥٢ ـ ٤٤٣ و الذريعه، ج ٦، ص ٢٢٩.