درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١١٧
عِنْدَهُ مِنْ أصْحابِهِ: «إنَّهُ سَيدْخُلُ عَلَيکمْ جَماعَه يسْتَبِقُونَ، فَمَنْ بَشَّرَني بِخُرُوجِ آذارَ فَلَهُ الْجَنَّه». فَعادَ القَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أبوذرٍّ (رَضِي الله عَنْهُ) فَقالَ لَهُمْ: «في أيِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُهورِ الرّوميه؟» فَقالَ أبوذرٍّ: قَدْ خَرَجَ آذارُ يا رَسولَ الله، فَقالَ صلي الله عليه و آله: «قَدْ عَلِمْتُ ذلِکُ يا أباذَرٍّ وَ لکِنّي أحْبَبْتُ أنْ يعْلَمَ قَوْمي أنَّکَ رَجلٌ مِنْ أهْلِ الجَنَّه، وَ کَيفَ لا يکُونُ ذلِکَ وَ أنْتَ الْمَطْرودُ عَنْ حَرَمي بَعْدي لِمَحَبَّتِکَ لأهْلِ بَيتي ، فَتَعِيشَ وَحْدَکَ وَ تَمُوتَ وَحْدَکَ، وَ يسْعَدَ بِکَ قَوْمٌ يتَوَلَّوْنَ تَجْهيزَکَ وَ دَفْنَکَ، أولئِکَ رُفَقائي فِي الْجَنَّه الْخُلْدِ الَّتي وُعِدَ المَتَّقُونَ.» [١] روزي پيامبر در مسجد قبا با اصحاب خود نشسته بود. به آنان فرمود: نخستين فردي که اکنون بر شما وارد مي شود، از بهشتيان است. برخي افراد چون اين سخن را شنيدند، بيرون رفتند تا شتابان باز گردند و به سبب اين خبر، از بهشتيان شوند. پيامبر اين را فهميد و به آنان که مانده بودند فرمود: اکنون چند نفر بر شما در مي آيند که هر يک از ديگري سبقت مي جويد. از ميان آنان، هر کس به من بشارت دهد که ماه آذار تمام مي شود، اهل بهشت است. آن گروه بازگشته و وارد شدند. ابوذر نيز با آنان بود. پيامبر به آنان فرمود: ما در کدام ماه رومي هستيم؟ ابوذر گفت: اي پيامبر خدا، آذار تمام شد. پيامبر فرمود: اي ابوذر، اين را مي دانستم، اما دوست داشتم که امت من بدانند تو بهشتي هستي، و چسان بهشتي نباشي، در حالي که تو را پس از من، از حرمم (مدينه) مي رانند، چون به اهل بيت من محبت داري. پس تنها زندگي مي کني و تنها مي ميري و گروهي سعادت تجهيز و کفن و دفن تو را مي يابند. آنان همراهان من
[١] . مقدمه ابن الصلاح، ص ١٦١.[٢] . همانجا. نيز ر. ک: کشف الخفاء، ج ٢، ص ٢٣٦ ؛ اما حافظ عراقي اين کلام را نپذيرفته و گفته است: «لا يصِحُّ هذَا الْکَلامُ عَنِ الإمامِ أحمدَ» (ر. ک: نکت العراقي، ص ٢٢٣ تا ٢٢٥).[٣] . معاني الأخبار، ص ٢٠٤، ح ١؛ علل الشرائع، ج ١، ص ١٧٥.