درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٧٣
ميپنداشتند که سفارش امام به خوردن فلان گياه و فلان غذا، عمومي و فرامنطقهاي است، يعني براي همه مکانها و براي همه افراد مبتلا به دردِ خاصِ مطرح شده در حديث، مفيد و در درمان آنها مؤثر است. اما شيخ صدوق، با همه تعبّدش به اخبار و شايد از مشاهده تأثير نکردن يا مخالفت با قطعيات علم طبّ و تجربه بشري، چنين حکم داد که برخي از اين دارو و درمانها، ويژه يک موقعيت آب و هوايي معين يا افراد با طبايع خاصّ خود است. [١] در ميان احاديث تاريخي نيز چنين تعارضهايي با علم تاريخ پيش آمده و به تغيير فهم ما از حديث منجر شده است، اما اين تغييرها بيشتر در ناحيه فهم مقصود اتفاق ميافتد و کمتر فهم ابتدايي از متن را تغيير ميدهد. همچنين تأثير علوم انساني مصطلح مانند روانشناسي و جامعهشناسي، بيشتر از علوم محض و پايه، مانند رياضيات، شيمي و فيزيک است. اين سخنان چنين نتيجه نميدهد که تأثير علوم بشري بر فهم حديث، عمومي، فراگير و هميشگي است، زيرا اين ادعا، استقراي تام و تمام يا قياس برهاني ميخواهد و از رهگذر اثبات دهها و حتي صدها تأثير جزئي و موردي، نميتوان حکم کلي و قطعي کرد، اما همين احتمال تأثير، ما را موظف ميسازد که حداقل در محدوده علوم و گزارههاي اثرگذار بر فهم حديث، به فراوردههاي بشري بينديشيم و گفتگوي علمي ميان اين دو حوزه معرفتي را برقرار سازيم. اين بدان معناست که بر اساس محدوديتهاي عمر بشر و امکانات مادي، تنها به آن دسته از گزارههاي علمي بپردازيم که ارتباط آنها با محتواي حديث مورد فهم، ارتباطي عقلاني و حتي تجربه شده باشد و نه از سر تصادف و احتمالات دور از ذهن. براى مثال، سنجش محتواي نامه امام علي عليه السلام به مالک اشتر با دادههاي دو
[١] . الاعتقادات، ص ١١٥.[٢] . اين نامه در نهج البلاغه، در بخش مکاتبات، شماره ٥٣ آمده است و دستورالعمل حکومتي امام علي عليه السلام است. اين نامه مملوّ از نظرات سياسي و مبادي دانش جامعهشناسي است.[٣] . اين نامه، سي و يکمين نامه نهج البلاغه است و ميتوان آن را منشور اخلاقي اسلام دانست.