درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٨٢
ب) شيوه اجتهادي
نياز به يافتن معناي اصلي واژه ها در احاديث متعدد، حديث پژوه را به کاربرد شيوه اجتهادي وامي دارد؛ زيرا شيوه لغويان، ارائه معناي استعمالي واژه است؛ يعني اينکه واژه چه کاربردهايي داشته و براي چه منظورهايي به کار رفته و براي رساندن کدامين معاني استخدام شده است، خواه اين کاربردها و معاني، از آغاز وضع شده و به اصطلاح معاني اصلي و حقيقي باشند يا به وسيله اديبان و علاقهمندان به زيباييها و آرايههاي کلامي، به صورت مجاز و کنايه و استعاره به کار رفته باشند. لغويان وظيفه اصلي خود را ساختن پل ارتباطي ميان مخاطب و سخن ميدانند و در پي يافتن معناي نخستين واژه و تمايز ميان آن با معاني ديگري که بعدها همراه واژه شده است، نيستند و تعهدي به ارائه فرقهاي ريز واژه هاي مترادف ندارند. ايشان حتي جداسازي معناي مجازي و حقيقي را نيز به عهده نمي گيرند.[١] افزون بر اين، کتب لغت عمومي و نه تخصّصي، از تمايز معناي اصطلاحي و عرفي گزارش نمي دهند در حالي که خلط اين دو، در سوء فهم تأثير فراواني دارد. [٢] از اين رو لازم است پژوهشگر براي کشف معناي اصلي با همه حدود و مرزهاي آن، خود به طور مستقيم به منابع در دسترس مراجعه کند و در پي يک کوشش فراگير به معناي اصلي برسد. خوشبختانه اين منابع هماکنون موجودند و تنها منبع غير قابل دسترس، استعمالات شفاهي و روزمره عرب بَدَوي است، که تنها راه آن، اعتماد به کتابهاي شعر و لغت و ادب است. اينک اين منابع را برمي شمريم.
[١] . در اين ميان، برخي کتابها مانند أساس البلاغه زمخشري استثنا است. او معاني مجازي را برمي شمُرَد و به مجازي بودن آنها تصريح مي کند. ابنمنظور نيز در لسان العرب به اين مسئله پرداخته است.[٢] . گفتني است ما به اصطلاحات مرکب و برآمده از کنار هم آمدن چند واژه، در مبحث بعدي (فهم ترکيبات) مي پردازيم.