درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٢٦
مي خواستم به حجّ بروم، اما شترم را از دست دادم و از پيامبر خدا راهنمايي خواستم. پيامبر خدا فرمود: «در ماه رمضان به عمره برو، که عمره ماه رمضان برابر با حجّ است.» باور برابري ميان حجّ اکبر و عمره براي وليد بن صبيح مشکل بوده است و از اين رو به امام صادق عليه السلام ميگويد: به ما رسيده که عمره ماه رمضان برابر با حج است. امام عليه السلام مي فرمايد: إنَّما کانَ ذلِکَ فِي امْرَأه وَعَدَها رَسولُ اللهِ صلي الله عليه و آله فَقالَ لَها: اِعْتَمِري في شَهْرِ رَمَضانَ فَهِيَ لَک حَجَّهًٌْ . [١] اين براي همان زني است که پيامبر خدا به او وعده داد و فرمود: «در ماه رمضان عمره بگذار، که يک حجّ به شمار مي آيد.» جستجو در کتابهاي ديگر، جزئيات بيشتري از سبب ورود حديث را در اختيار ما ميگذارد و مفهوم ارائه شده از سوي امام صادق عليه السلام مبني بر اختصاصي بودن حکم، و نه قاعده و عمومي بودن آن را تأييد مي کند. در روايتي يوسف بن عبدالله بن سلاّم از مادر بزرگش، امّ معقل نقل کرده است: لَمّا حَجَّ رَسولُ اللهِ صلي الله عليه و آله حَجَّهَْالوِداعِ، وَکانَ لَنا جَمَلٌ، فَجَعَلَهُ أبومَعْقِلٍ في سَبيلِ اللهِ، و أصابَنا مَرَضٌ وَ هَلَکَ أبومَعْقِلٍ، و خَرَجَ النَّبِي، فَلَمّا فَرَغَ مِنْ حَجِّهِ جِئْتُهُ فَقالَ: «يا اُمَّ مَعْقِلٍ، ما مَنَعَکِ أن تَخْرُجي مَعَنا؟» قالَتْ: لَقَدْ تَهَيأنا فَهَلَکَ أبو مَعْقِلٍ، وَ کانَ لَنا جَمَلٌ هُوَ الَّذي نَحُجُّ عَلَيهِ، فَأَوْصي بِهِ أبومَعقِلٍ في سَبيلِ اللهِ. قالَ: «فَهَلاّ خَرَجْتِ عَلَيهِ؟! فَإنَّ الْحَجَّ في سَبيلِ اللهِ. فَأَمّا إذْ فاتَتْکِ هذِهِ الْحَجَّهُْ مَعَنا فَاعْتَمِري في رَمَضانَ فَإنَّها کَحَجَّهًٍٍْ.» فَکانَتْ تَقُولُ: اَلْحَجُّ حَجّه وَ الْعُمْرَه عُمْرَه، وَ قَدْ قالَ هذا لِي
[١] . مسند ابنحنبل، ج ٦، ص ٤٠٦.[٢] . الکافي، ج ٤، ص ٥٣٥، ح ١.[٣] . سنن أبيداود، ج ٢، ص ٢٠٤، ص ١٩٨٩؛ نيز ر. ک: صحيح البخاري، ج ٢، ص ٦٣١، ح١٦٩٠؛ دعائم الإسلام، ج ١، ص ٣٣٣؛ الجعفريّات، ص ٦٧.[٤] . ر. ک: الکافي، ج ٤، ص ٥٣٦، ح ٢.