درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٨٤
براي آموختن عملي اين شيوه، يک متن مشتمل بر واژههاي غريب و ديرياب را در بخش پژوهش آورده ايم و از دانش پژوهان عزيز مي خواهيم تا اين واژهها را در کتابهاي غريب الحديث جستجو کرده، با تفسيرهاي شارحان و مترجمان مقايسه کنند.
٢. متون ديني و ادبي کهن
منبع ديگر ما متون باقيمانده از ادبيات عرب است؛ متوني که معاصر دوره صدور حديث بودهاند و از اين رو، معناي واژه ها، همان معناي به کار رفته در حديث است. تتبع در اين متون و گردآوري استعمالهاي گوناگون واژه در دلِ متن و کنار هم نهادن اين کاربردها، ما را به همان شيوه اي پيش مي برد که يک لغتدان همعصر با معصوم را به معناي لغت مي رسانْد. عالم لغوي، در دوره تدوين کتب اصلي لغت نيز، واژه را در ادبيات معاصر خويش مي کاويد و با کنار هم نهادن استعمالات آن، به معناي مشترک و نهفته لغت مي رسيد. ما نيز مي توانيم با يافتن متون اصيل و کهن ادبي که واژه مورد نظر را به کار برده اند، به گونه مستقيم و بدون واسطه گري لغويان، به معناي نهفته در بطن واژه برسيم. وجود معجمهاي لفظي و نيز رايانه، اين امکان را فراهم آورده است تا در فرصتي اندک، انبوهي از استعمالات يک واژه را بيابيم و معناي اصلي را استخراج کنيم. اين پيگيري، در دايره شعر و ادب خلاصه نمي شود؛ بلکه بايد کاربردهاي واژه در ديگر حوزه ها بويژه در قرآن و روايات نيز بررسي شود. اين همان اجتهاد در فهم متون و تلاش براي فهم معناي اصلي واژه است. در اين مرحله، همه داشته هاي ذهني محقّق به ياري او مي آيند و از فرآورده هاي علوم بشر استفاده مي شود، به نظريات لغويان و غريبنگاران توجه مي شود و پژوهشهاي ميداني و دقتهاي ذهني دست به دست هم مي دهند و پژوهشگر را به رأيي مستقل و مستقيم درباره معناي يک واژه، که حاصل کوشش و اجتهاد خود او است، مي رسانند.