درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٧٢
ب) کتابهاي ديگري که همان حديث را نقل کرده اند؛ چه اين کتابها منبع کتاب ما باشند (مانند کتابهاي شيخ صدوق نسبت به بحار الأنوار) يا نباشند و از طريق ديگري حديث را نقل کنند (مانند کتاب من لايحضره الفقيه نسبت به الکافي). از نظر دور نداريم که نقل همان حديث در شرحها و جوامع روايي، با استناد به همان منبعي که حديث مورد بررسي ما در آن آمده نيز سودمند است؛ مانند نقل بحار الأنوار از امالي صدوق و وسائل الشيعه از کتب اربعه؛ زيرا گاه نسخه هاي موجود نزد مؤلفان جوامع روايي، از نسخه هاي در دسترس ما صحيح تر بوده است. [١] امروزه در احيا، تصحيح متون، مصدريابي و يافتن متنهاي مشابه و تقويت متن، از ديگر نقلها و ديگر کتابها و مجموعه هاي روايي نيز ياري گرفته مي شود. اينک مثالهاي متفاوتي مي آوريم تا ضرورت اين کار و تأثير آن در معنا روشن شود:
نمونهها
يک
. از امام حسن عسکري عليه السلام چنين روايت شده است: خَيرُ إخوانِکَ مَن نَسَبَ ذَنبَکَ إليه. [٢] بهترين برادرانت کسي است که گناه تو را به خود نسبت دهد.
[١] . جستجو از نسخه هاي متعدد در همه جا لازم نيست و ميتوان در مواردي که کتاب و نسخههاي تصحيحشده حديث، قابل اعتماد است، از پيمودن اين مسير خودداري کرد و فقط در مواردي که با مشکل فهم متن و گرههاي محتوايي و لفظي روبهرو ميشويم، به نسخههاي گوناگون مراجعه کنيم.[٢] . علت سودمند و کارا بودن همه نقلها و نسخه ها در اين است که نقل تصويري کتاب و حديث به شيوه عکسبرداري و پويش (اسکن) تا دهه هاي اخير ممکن نبود و مؤلفان کتابهاي حديثي، حديث را از نسخه اصلي مي خواندند و سپس قرائت خود را مي نوشتند؛ از اين رو، خطا ممکن بود در دو ناحيه راه يابد: خطا در قرائت و خطا در نوشتن. اگرچه بنا به اصل عقلايي عدم خطا، به اين دو خطا، به ويژه خطاي قرائت که با عرضه بر استاد همراه بوده است، اعتنايي نمي شود، اما اگر قرائت ديگري از آن يافت شد که با اين قرائت متفاوت باشد، ديگر نمي توان به اصل عقلايي عدم خطا اتکا کرد، زيرا اصل عقلايي در قرائت شخص اوّل، با اصل عقلايي در شخص دوم متعارض مي شود و هيچکدام بر ديگري ترجيحي ندارند و عقلا اصل را در اينگونه موارد جاري نمي دانند.[٣] . بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ١٨٨، ح ١٥.[٤] . بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ٣٧٧، ح ٣.