درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٦٨
در مرحله اول، معناي واژههاي به کار رفته در متن حديث را به دست ميآوريم و سپس چگونگي ارتباط آنها با يکديگر و به اصطلاح ترکيب جمله هاي واقع در متن حديث را تبيين ميکنيم. در صورت موفقيت در اين دو کار، به مفهوم اوليه حديث دست مييابيم. علم اصول فقه، اين مفهوم را، «ظهور اوليه» يا «مراد استعمالي» مينامد. براي موفقيت در اين دو کار يعني «فهم مفردات» و «فهم ترکيبات» به دانشهايي مانند صرف، نحو، لغت و معاني و بيان، نيازمنديم. روشن است که در اين مرحله، متن اصلي و صحيح حديث بايد در دسترس باشد. در مرحله دوم، يعني فهم مقصود نهايي گوينده حديث، لازم است مطمئن شويم که مفهوم سخن با مقصود گوينده متحد است و وي قصد شوخي و يا طعنه زدن نداشته و يا نمي خواسته مقصود اصلي خود را پنهان کند. اگر به اين اطمينان نرسيديم، بايد مقصود نهفته و ناآشکار متن را پي جويي کنيم، زيرا ممکن است در يک جمله، مفهوم ابتدايي سخن با مقصود اصلي گوينده و به اصطلاح اصوليان «مراد جدي» گوينده سخن با «مراد استعمالي» متن و سخن، متفاوت باشد. مثلاً جمله «در باز است» ممکن است يک جمله خبري ساده و تقاضايي براي بستن در باشد، زيرا سرما و يا صدا مزاحم کار است، اما اگر همين جمله پس از در زدن يک تازه وارد ادا شود، به معناي دادن اجازه ورود به اوست، و اگر پس از ملالت از مزاحمت کسي گفته شود، نوعي بيرون کردن وي تلقي ميشود. آنچه موجب رسيدن به مقصود اصلي گوينده ميشود، دستيابي به قرينههاي مقامي و لفظي است. ما معناي اين قرينهها و چگونگي تأثير آنها را بر مفهوم حديث و نيز روش دسترسي به آنها را در درسهاي «اسباب ورود حديث» و «تشکيل خانواده حديث» خواهيم آورد. همچنين احاديث متعارضي وجود دارند که آگاهي از آنها در فهم حديث ضرورت دارد. در مسير حل اين تعارضها، فهم نخستين ما از هر دو حديث يا حداقل يکي از آنها دستخوش دگرگوني ميشود. اين مسئله ما را موظف ميکند احاديث