درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ٤١
٤. شيخ مفيد و سيد مرتضي
اگر چه شيخ مفيد و سيد مرتضي جامعنگار نيستند، اما تأثير آن دو در پيشرفت فقه الحديث کمتر از کليني و صدوق نيست. محمد بن نعمان مشهور به شيخ مفيد با بازکاوي معاني اصلي واژهها،[١] ما را به مفهوم اصيل متن رهنمون ميکند و با ارائه وجود معاني مجازي در روايات، ما را از دو خطر انکار چنين زيباييهاي هنري در سخنان معصومين عليهم السلام يا حمل همه معاني والا و حقيقي بر حالت مجازي و نمادين برحذر ميدارد و خود نيز هرجا که قرينه مجاز و استعاره و زمينه آن باشد ميپذيرد. [٢] او از رهگذر همين کوششهاي ادبي توانست کژفهميهاي معاندان و نيز سوء برداشتهاي برخي از اسلاف خود را تصحيح کند و فهم درستي از احاديث ارائه دهد. او همچنين با تکيه به تواناييهاي خود در علم کلام توانست مجموعهاي سازوار از احاديث اعتقادي ارائه دهد و احاديث معضل و مشکلي همچون احاديث صفات خدا، جبر و تفويض، مشيت و اراده، قضا و قدر، فطرت، بدا، عرش، روح، رجعت، موت و قبر را تبيين و تعارض و اختلاف دروني آنها را چارهجويي کند. [٣] او براي حل اختلاف اخبار از علم اصول فقه بهره گرفت و اخبار مختلف فقهي و اعتقادي را جمع و حل نمود [٤] و وظيفه محدّث را در حالتهاي گوناگون اخبار متعارض بيان کرد. [٥] شيخ مفيد رسالههاي مستقلي نيز در شرح و نقد برخي اخبار مانند خبر «سهو النبي» يا حديث «نَحْنُ مَعاشِرَ الأنْبياءِ ...» نگاشت. [٦] ابوالقاسم علي بن الحسين الموسوي مشهور به سيد مرتضي نيز که شاگرد
[١] . بنگريد به دو رساله او در باره معنا و أقسام «المولي».[٢] . بنگريد به: تصحيح اعتقادات الاماميه، باب حکمه «الکنايه و الاستعاره»، ص ٣٨ ـ ٣٣.[٣] . همان.[٤] . بنگريد به ارجاع او به کتابش: التمهيد و مصابيح النور در تصحيح اعتقادات الاماميه، ص١٤٧ و نيز کتاب التذکره بأصول الفقه.[٥] . همان، ص ١٤٧ تا آخر کتاب.[٦] . بنگريد به رساله «عدم سهو النبي» و حديث «نحن معاشر الأنبياء».